تازه همون سالگرد اقوامشان هم منتظر بودن که فقط یه خواستگاری ساده بیان کار بدی هست تصور من واقع بینانه تصورش من که ....
فردا ازدواج کردی باهاش ،عروسی پسر خواهر برادرت هست ، عمو پسر عمویش فوت شده یکسال که قرار نیست دختر خواهر تو صبر کنه برای عموم و پسر عموی تو. و تو مجبوری عروسی بچه خواهر یابرادرت که یکبار در طول زندگیتون هست رو نرید. این خودش میشه تفکر کهنه و قدیمی. از این نظر خیلی ذهنش قدیمیه و پابند رفتار های خانوم ها که مادرها معمولا میگن نه نباید جشن گرفت باید احترام گذاشت و فلان. ببین چه رفتارهایی رو ساده و راحت داره خود به خود بهت گوشزد میکنه که فردا چه اعصاب خوردی هایی قرارها بکشی با این آدم و خانواده اش، تازه وقتی خودش یکسال برای فامیلش صبر کرده برای شما اصرار داره مطمینا اگه عمو عمه شما دو از جون فوت کنه یا حتی فامیل نزدیک تر شما،ایشون قراره عقد پسر پسر عموی مادر بزرگش هم بره وتو رو هم ببره زورت نمیگیره که هرچی برای خودش میپیسنده برای شما نپسنده؟