من عشق اولم واقعا عاشقانه دوستم داشت واسم کلی چیز میز میخرید یه کشور دیگه بود با اینکه اومدنش به ایران مشکل بود قاچاقی ریسک میکرد و میومد که من و ببینه
دو سال باهم بودیم توو این دوسال کل فک و فامیلش و فرستاد محل کار پدرم که اجازه بده بیان خواستگاری ولی پدرم راضی نشد و آخرش هم با بی معرفتی من همه چی تموم شد
ولی چند سال پیش شنیدم هنوز ازدواج نکرده