یکی از اقوام نزدیک هر وقت میاد خونم بعدش حالم بده آخرین بار جواب تلفنش ندادم. ولی باز هم یه حالی بودم. به نظرتون ابن آدم رو چطور چشمش رو دفع کنم از در ميندازم بیرون از پنجره میاد مثلا زنگ می زنه به مامانم مثلا میگه زنگ زدم بهش جواب نداد جوریکه که بگه خیلی صمیمی هست...
هیچ اماری از زندگیش نمیده امار همه چیز و از مامان ساده من میگیره
غم و اندوه ترس و ناامیدی. و همه و همه میان و یه روز میرن اما .... امیدددددد .....امید هیچ وقت اونقدرها دور و گم نمیشه که دیگه نشه پیداش کرد.... همیشه فقط از زاویه دید خودت نگاه نکن ،زود قضاوت نکن
ادم هرچقدر بخواد روشنفکر باشه بگه چشم نظر واقعیت نداره خرافاته ولی متاسفانه واقعیت داره ما تو فامیل ...
منم باور نداشتم این اینطوری باشه الان چند ساله هی میگم امکان نداره این اینطوری باشه ولی بالای چند بار میاد خونم هر دفعه یا دعوا میشه بین من و شوهرم یا انقد سنگین میشم حالم بد. اصلا خیلی عجیبه