2777
2789

دخترا من تو این چند سال کلی برای مربی و برنامه‌های مختلف هزینه کردم ولی هیچ‌وقت نتیجه‌ای که میخواستم نگرفتم.

یکی از دوستام فیتامین رو معرفی کرد و الان بعد از ۶ ماه واقعاً تغییر رو حس میکنم، حتی اطرافیانم هم متوجه شدن 😅

خوبیش اینه که هم تو خونه میشه تمرین کرد هم باشگاه. گفتم اینجا معرفی کنم شاید به دردتون بخوره ❤️

چرا بد باشه ؟ ولی یه سری رمان خوب بخون ببین چطوری مینویسن

چند تا دوره ببین رایگان هم میتونی پیدا کنی

بعضیا این مدلی مینویسن که اشتباهه:

مثل هر روز بیدار شدم لباس پوشیدم رفتم دانشگاه

ساغر: چی شده....


این مدلی صرفا داری یه چیزی رو تعریف میکنی داستان رو باید مخاطب بتونه زندگی کنه، بالا و پایین داره و...

تو بخواهی می شود🌱.. اگه سوالی در مورد زبان انگلیسی داشته باشید میتونم کمکتون کنم

تخیلی بنویس

ومن از دلتنگی تو ،تمام میشوم(بالحن دستوری با من صحبت نکنید🌺)انرژی خوار نباشیم🎀توی تاپیکا که جواب میدم جمله هام بهم میچسبن و سخت خونده میشه بخاطرش پوزش💚

سلام ببخشیدشما حس ششمی میشه یه سوال بپرسم خواهشا

سلام باتوجه به انرژی خودت ۵۰درصد جواب درست ممکنه بدم ۵۰ درصد غلط

ومن از دلتنگی تو ،تمام میشوم(بالحن دستوری با من صحبت نکنید🌺)انرژی خوار نباشیم🎀توی تاپیکا که جواب میدم جمله هام بهم میچسبن و سخت خونده میشه بخاطرش پوزش💚

رمان خیلی خوندمیه مثال هم میتونید واسم بیارید؟

الان چیزی نداشتم از هوش مصنوعی کمک گرفتم.ولی اگه رمانای ۹۸ آیا و...یادت باشه همچین رمانایی بد نوشته شدن




### ۱. پاراگراف اول: سبک ضعیف و سطحی (گزارشی)

مثل هر روز ساعت ۷ صبح از خواب بیدار شدم. خیلی خسته بودم ولی باید میرفتم دانشگاه. بلند شدم و دست و رویم را شستم و لباسم را پوشیدم و از خانه بیرون رفتم. وقتی رسیدم به محوطه دانشگاه، ساغر را دیدم که آنجا ایستاده بود. ساغر تا من را دید آمد جلو و گفت: «سلام، چطوری؟» من هم نگاهش کردم و گفتم: «خوبم، تو چطوری؟» بعد با هم راه افتادیم که برویم سر کلاس. هوا هم آفتابی بود و پرندهها آواز میخواندند.


### ۲. پاراگراف دوم: سبک حرفهای و ادبی (روایی)

ناله ممتد زنگ گوشی، مثل خنجری سکوت اتاق را در هم شکست تا باز هم یک «امروز» تکراری آغاز شود. پلکهای سنگینم را با اکراه از هم گشودم و خنکای گزنده صبح را که از لای درز پنجره به داخل میخزید، روی پوستم حس کردم؛ اجباری برای برخاستن و حل شدن در هیاهوی بیپایان دانشکده. وقتی به ورودیِ پر از سایهروشن دانشگاه رسیدم، قامتِ آشنای ساغر را دیدم که میانِ جمعیت ایستاده بود و با بیحوصلگی لبه کیفش را بازی میداد. نزدیک که شدم، نگاهش در نگاهم گره خورد و با لحنی که تردیدی پنهان در آن موج میزد، پرسید: «اوضاع چطوره؟» لبخندی کمرنگ، از همانهایی که برای پنهان کردن خستگیِ روحم تمرین کرده بودم، روی لبانم نشاندم و در حالی که نگاهم را به انعکاسِ تندِ آفتاب روی شیشهها میدادم، به آرامی زمزمه کردم: «خوبم... درست مثل همیشه.»

تو بخواهی می شود🌱.. اگه سوالی در مورد زبان انگلیسی داشته باشید میتونم کمکتون کنم

الان چیزی نداشتم از هوش مصنوعی کمک گرفتم.ولی اگه رمانای ۹۸ آیا و...یادت باشه همچین رمانایی بد نوشته ...

تفاوت دومی با اولی اینه که یه تصویر متحرک مثل فیلم رو توی ذهنت نقش میبنده. نوشته حس داره، عواطف بقیه رو میتونی ببینی

تو بخواهی می شود🌱.. اگه سوالی در مورد زبان انگلیسی داشته باشید میتونم کمکتون کنم

الان چیزی نداشتم از هوش مصنوعی کمک گرفتم.ولی اگه رمانای ۹۸ آیا و...یادت باشه همچین رمانایی بد نوشته ...

نه اینطوری نمینویسم

با چند تا رمان خوندن میشه فهمید متن اول سمیه

ممنون از پیشنهادتون

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز