الان چیزی نداشتم از هوش مصنوعی کمک گرفتم.ولی اگه رمانای ۹۸ آیا و...یادت باشه همچین رمانایی بد نوشته شدن
### ۱. پاراگراف اول: سبک ضعیف و سطحی (گزارشی)
مثل هر روز ساعت ۷ صبح از خواب بیدار شدم. خیلی خسته بودم ولی باید میرفتم دانشگاه. بلند شدم و دست و رویم را شستم و لباسم را پوشیدم و از خانه بیرون رفتم. وقتی رسیدم به محوطه دانشگاه، ساغر را دیدم که آنجا ایستاده بود. ساغر تا من را دید آمد جلو و گفت: «سلام، چطوری؟» من هم نگاهش کردم و گفتم: «خوبم، تو چطوری؟» بعد با هم راه افتادیم که برویم سر کلاس. هوا هم آفتابی بود و پرندهها آواز میخواندند.
### ۲. پاراگراف دوم: سبک حرفهای و ادبی (روایی)
ناله ممتد زنگ گوشی، مثل خنجری سکوت اتاق را در هم شکست تا باز هم یک «امروز» تکراری آغاز شود. پلکهای سنگینم را با اکراه از هم گشودم و خنکای گزنده صبح را که از لای درز پنجره به داخل میخزید، روی پوستم حس کردم؛ اجباری برای برخاستن و حل شدن در هیاهوی بیپایان دانشکده. وقتی به ورودیِ پر از سایهروشن دانشگاه رسیدم، قامتِ آشنای ساغر را دیدم که میانِ جمعیت ایستاده بود و با بیحوصلگی لبه کیفش را بازی میداد. نزدیک که شدم، نگاهش در نگاهم گره خورد و با لحنی که تردیدی پنهان در آن موج میزد، پرسید: «اوضاع چطوره؟» لبخندی کمرنگ، از همانهایی که برای پنهان کردن خستگیِ روحم تمرین کرده بودم، روی لبانم نشاندم و در حالی که نگاهم را به انعکاسِ تندِ آفتاب روی شیشهها میدادم، به آرامی زمزمه کردم: «خوبم... درست مثل همیشه.»