آقا من چند ماه پیش با دوستم قرار داشتیم که بریم پارک خلاصه من زود تر رسیدم من برای خودم نشسته بودم که یه مردک اومد گفت ساعت چنده ببین ساعت من درسته گفتم اره ساعت شما درسته یهو میخواست بوسم کنه منم گفتم به من دست نزن این رفت دوبار برگشت دوباره اومد پیش ام گفت شماره تو بده شاید لازم بشه منم بدون هیچ حرفی گوشی رو از کیف ام بیرون آوردم چقدر خوشحال شد منم یهو گفتم الان زنگ میزنم به برادرم و پدرم یهو دیدم فرار کرد
چقدر یه آدم میتونه بی شخصیت باشه 😐