من ۲۳ سالمه و یه خواهر دارم که ۲۶ سالشه. همیشه رابطهمون معمولی بوده؛ نه خیلی صمیمی، نه بد.
چند وقت پیش برای کار اداری به شناسنامه و مدارک قدیمی خانوادگی احتیاج پیدا کردم. بین مدارک، یه کپی از گواهی تولد خواهرم دیدم.تاریخ تولدش درست بود، اسم پدر و مادر هم درست بود.ولی اسم بیمارستان با چیزی که همیشه از مامانم شنیده بودم فرق داشت.ازش پرسیدم، اول گفت اشتباه چاپیه.
بعد از چند دقیقه سکوت گفت:تو بعضی چیزا رو نباید بدونی.همون شب فهمیدم خواهرم در واقع بچهای بوده که خانوادهم وقتی چند ماهه بوده سرپرستیش رو قبول کردن.تا اینجا میتونستم هضمش کنم.
اما وقتی از مامانم پرسیدم چرا هیچوقت بهم نگفتن، گفت:چون قرار نبود تو بفهمی... خودش هم نباید بفهمه.
مشکل اینجاست که خواهرم هنوز فکر میکنه من خواهر واقعیشم و امروز اتفاقی یه عکس قدیمی از روزی پیدا کردم که خانوادهم برای اولین بار خواهرم رو آوردن خونه.
پشت عکس فقط یه جمله نوشته شده:امیدوارم هیچوقت نفهمن چرا مجبور شدیم بچه رو تحویل بگیریم.من هنوز نمیدونم منظورش از «تحویل دادن» دقیقاً چیه.و راستش نمیدونم باید این موضوع رو به خواهرم بگم یا نه.