2777
2789
عنوان

همش

32 بازدید | 2 پست

همش به فکرمرگم نمیدونم چه مرگمه دخترم یک ونیم ساله س میخوام ازشیربگیرمش نمیزاره هجده سالگی زایمان طبیعی کردم شقاق وهموروییدمقعدگرفتم.میخوام عمل کنم دخترم وابسته س ازطرفی شیرمیدم یبوست شدیدپیدامیکنم خدایااااااایکسال ونیمه تحمل کردم اهن وویتامین بدنم خیخیلللللی پایینه تقریباصفرمکمل نمیشه بخورم یبوست میشم احساس مرگ وافسردگی دارم اخلاق شوهرم باب میلم نیست همه چی تمومه دوس داره جلومردم خودشوبدبخت نشون بده همه چی هم داریم  ازخوارشدنمون جلوی فامیلاوغریبه ها خسته شدم دلم مرگ میخوادهمش دخترموازشیرمیگیرم بلدنیستم بازم نصف شب شیرمیدم خبیلی وابسته س هیچکی درکم نمیکنه هی میگن شیربده لامصبا

اگرزندگی مرگ است ومرگ هم زندگی،پس درودبرمرگ ومرگ برزندگی.....
میخوای شماره ی دعانویس بدم ازش دعای ارامش واس خودتوشوهرت بگیری کارش خیلی خوبه من خودم همش اضطراب واس ...

اره

اگرزندگی مرگ است ومرگ هم زندگی،پس درودبرمرگ ومرگ برزندگی.....

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز