2777
2789
عنوان

ی مزاحم احمق

373 بازدید | 45 پست

ی چند وقته یه نفر هی زنگ میزنه برمیداریم هیچی نمیگه قطع میکنه...انقد بیکار و علافه 1 شب زنگ میزنه

7 صبح..3 ظهر شمارشو دادم شوهرم زنگ بزنه ..جواب اونم نمیداد دیگ گیر داده بود شوهرم هی زنگ اون میزد

یبارم برداشت پسره صداشو نازک میکنه فقط میگ الو

بلاک میکنی هم شماره دیگ داره...دیگ کلی پیام و تهدید ک شمارت میدیم فتا ...نوشت غلط کردم اشتباه شد

دو ثانیه بعد دوباره زنگ ...ببرم فتا چیکار میکنن؟ اصاا پیگیری میکنن؟

دخترا من تو این چند سال کلی برای مربی و برنامه‌های مختلف هزینه کردم ولی هیچ‌وقت نتیجه‌ای که میخواستم نگرفتم.

یکی از دوستام فیتامین رو معرفی کرد و الان بعد از ۶ ماه واقعاً تغییر رو حس میکنم، حتی اطرافیانم هم متوجه شدن 😅

خوبیش اینه که هم تو خونه میشه تمرین کرد هم باشگاه. گفتم اینجا معرفی کنم شاید به دردتون بخوره ❤️

منم ی مزاحم داشتم از زاهدان بود😂😂ول کن نبود

فرزندم،از ملالتهای این روزهای مادری ام برایت میگویم... از این روزها که از صبح باید به دنبال پاهای کوچک و لرزان تو بدوم و دستت را بگیرم تا زمین نخوری. به کارهای روی زمین مانده ام نمیرسم این روزها که اتاقها را یکی یکی دنبال من می آیی، به پاهایم آویزان میشوی و آن قدر نق میزنی تا بغلت کنم، تا آرام شوی. این روزها فنجان چایم را که دیگر یخ کرده، از دسترست دور میکنم تا مبادا دستهای کنجکاوت آن را بشکند. با ناراحتی و ناامیدی سر برگرداندنت را میبینم که سوپت را نمیخوری و کلافه میشوم از اینکه غذایت را بیرون میریزی. هرروز صبح جارو میکشم، گردگیری میکنم، خانه را تمیز میکنم و شب با خانه ای منفجر شده و اعصابی خراب به خواب میروم. روزها میگذرد که یک فرصت برای خلوت و استراحت پیدا نمیکنم و باز هم به کارهای مانده ام نمیرسم...امشب یک دل سیر گریه کردم. امشب با همین فکر ها تو را در آعوش کشیدم و خدا را شکرکردم و به روزها وسالهای پیش رو فکر کردم و غصه مبهمی قلبم را فشرد...تو روزی آنقدر بزرگ خواهی شد که دیگر در آغوش من جا نمیشوی و آنقدر پاهایت قوت خواهد گرفت که قدم قدم از من دور میشوی و من مینشینم و نگاه میکنم و آه... روزگاری باید با خودم خلوت کنم و ساعتها را بشمارم تا تو از راه بیایی و من یک فنجان چای تازه دم برایت بیاورم و به حرفهایت با جان دل گوش بسپرم تا چای از دهن بیفتد.... روزی میرسد که از این اتاق به آن اتاق بروم و خانه ای را که تو در آن نیستی تمیز کنم. و خانه ای که برق میزند و روزها تمیز میماند، بزرگ شدن تو را بیرحمانه به چشمم بیآورد. روزی خواهد رسید که تو بزرگ میشوی، شاید آن روز دیگر جیغ نزنی، بلند نخندی، همه چیز را به هم نریزی... شاید آن روز من دلم لک بزند برای امروز... روزی خواهد رسید که من حسرت امشبهایی را بخورم که چای نخورده و با سردرد و گردن درد و با فکر خانه به هم ریخته و سوپ و بازی و... به خواب میروم...شاید روزی آغوشم درد بگیرد،این روزها دارد از من یک مادر به شدت بغلی میسازد...!❤️❤️

جدی برو فتا خشتکشو بکشن سرش مردک احمق

ینی شوهرم یبار ک برداشت فحش خارمادر داداااا انقد فخش داد این پشتش تو پیام گفت غلط کردم نده فتا.

باز ۵ دقیقه بعد زنگ زد انقد بیکار و احمقه

ینی شوهرم یبار ک برداشت فحش خارمادر داداااا انقد فخش داد این پشتش تو پیام گفت غلط کردم نده فتا.باز ۵ ...

خب دیگ فک کرده بچه بازیه سریع برید فتا راحت پیداش میکنه ادبش میکنه

چون ممکنه مزاحم دخترای دیگه هم بشه ولی اون دخترا مجرد باشن یا از خانوادشون بترسن چیزی نگن و هی اذیت شن

ولی شما که همسرتم میدونه لطف کن ازش شکایت کن دیگه اینکار رو با کسی نکنه

کاربری به دختر داییم واگذار شده مارنی دیگه نمیاد اینجا🙃

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108