زندگیم اینقدر پیچیده است اگه شوهرم ازاول پشتم بود باهاشون برخوردمیکرد اینجوری نمیکردن
اوایل خیلی زجرم دادن
بیشتر پشت سرم میگه یا به پسرم میگه بچه شش ساله چی میدونه
یه مدته شوهرم بهتر شده پشتمه اما میدونم محلش نمیدن وگرنه همون ادمه
بلد نیست مدیریت کنه بین زندگیش ومادرش
خیلی پیچیده است نمیدونم ازچی وکجابگم
ادمی هم نیستن ک چیزی بگی خفه بشن
از بس پر رو هستن چیزی بگی میگن ما فرق داریم
زبونم به اینا نمیرسه
سکوت میکنم وخودخوری یا بحث باشوهرم