احساس میکنم قفل شده
همه چی افتضاح داره پیش میره.
دست و دلم ب کارای خونه نمیره با زووور کاری میکنم.
همش با شوهرم باهم دعوا داریم خسته شدم بهش میگم بالا چشت ابروئه یه چی میگه منم ۴تا میگم بعد بدترش میکنه... بعد اشتی میکنیم شاید ب فاصله ۱روز باز همونطور...
از اونطرف نا ندارم از جام پاشم حالم بده حال روحیم. احساس مرگ میکنم فقط بخاطر بچم پا میشم ک بهش برسم.
از طرف دیگه اصلااا از هیچی خوشحال نمیشم انگیزه هام، هدفام خود بخود رفتن. نمیدونم چم شده
کاش یه راهی بود ازین منجلاب بیام بیرون