2777
2789
عنوان

تلنگر

12 بازدید | 0 پست

حكيمی به دهی سفر کرد ...

زنی که مجذوب سخنان او شده بود از حكيم خواست تا مهمان وی باشد.

حكيم پذیرفت و مهیای رفتن به خانهی زن شد.

کدخدای دهکده هراسان خود را به حكيم رسانید و گفت :

این زن، هرزه است به خانهی او نروید !حكيم به کدخدا گفت :

یکی از دستانت را به من بده

کدخدا تعجب کرد و یکی از دستانش را در دستان حكيم گذاشت.

آنگاه حكيم گفت :

حالا کف بزن

کدخدا بیشتر تعجب کرد و گفت:

هیچ کس نمیتواند با یک دست کف بزند

حکیم لبخندی زد و پاسخ داد :


هیچ زنی نیز نمی تواند به تنهایی بد و هرزه باشد، مگر این که مردان دهکده نیز هرزه باشند...

کاربر آقام..خدایا نور ایمانت رو در قلبم پر نورتر کن و مرا آن ده ک آن به.....

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز