2777
2789

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

عروووووووس

یه وقتایی میشینم با خودم فکر میکنم من از کی اینقدر ساکت شدم... از کی یاد گرفتم کمتر حرف بزنم، کمتر توقع داشته باشم، کمتر دلمو نشون بدم. انگار یه جایی از مسیر زندگی، یه چیزی توی من آروم شکست، نه با یه اتفاق بزرگ، با یه عالمه چیز کوچیک که جمع شدن و من فقط نگاشون کردم و هیچی نگفتم.گاهی دلم برای اون خودم تنگ میشه،همون آدمی که سادهتر میخندید، راحتتر اعتماد میکرد و فکر میکرد همه چیز همونطوریه که نشون میدن🖤🥀

ماکه رسم چاقو نداریم

8...(یک توآزردمرا..ویک جهان شادم نکرد..)...دلتنگی خیلی نامرده.ازیک جایی به بعد می شینی یه گوشه با بغض نگاه میکنی تا زندگی تموم بشه...۴آبان۱۴۰۱ عشقم برای همیشه ترکم کرد بعدازاون دیگ هرگز به هیییچکس اعتمادنمیکنم عاشق نمیشم تنهایی رو باجون ودل نگه میدارم خیلی دوسش داشتم صداش آرومم میکرد..ارزومه پشیمون بشه ی روزی برگرده ارزوش باش یک بار دیگ باهاش حرف بزنم فقط دنبالم بگرده وتوحسرتم بسوزه ک هییچ کس مث من دوسش نداشت...دلتنگم 😔😔دلم میخوادیکی بیاد دستموبگیره بلندم کنه بگه میدونم چقدرسختی کشیدی میدونم شبهات پر از دردبود میدونم چقداشک ریختی اما‌ازاین به بعد هرچ  قبل من بود فقط کابوس بود...یکی بیادکه نره یکی که ازچرت ترین چیزها براش حرف بزنم وخسته نشه ..🥀ب سلامتی اون روزی که  اونی ک ترکم کرد تاوان پس بده دلش مثل دل من بشکنه هرشب مث من اشک بریزه ازدلتنگی نابودبشه ب سلامتی روزی که داغ عزیزترین ادم زندگیش بره توی دلش بسلامتی روزی ک بیچارگیش روببینم..روزی اروم میشم ک  اون تاوان پس بده سنگدل نیستم ولی درحقم ظلم شد ب زور منواز خودش جداکرد..دوسال منو عاشق خودش کردوبا بی رحمی ترکم کرد پس ب سلامتی  شکست اون🥂دلم گرفته هیشکی نیست که ببینه غروبا چجوری  اشک روی گونم می شینه😔دلم میخواد خودمو بردارم برم یه جای دور خییلی دور هیچکس رونبینم حتی گوشیمم نبرم صدای کسی رو نشنوم..🥀..امیدوارم هرکجا هستی همیشه غمگین باشی.۱۰دی صدای شکستنش روشنیدم خدا جای حق نشسته
وایییمن نمیتونم ک

چرا نتونی گلم.؟

کاش منم آبجی داشتم با جون دل براش میرقصیدم🥹

یه وقتایی میشینم با خودم فکر میکنم من از کی اینقدر ساکت شدم... از کی یاد گرفتم کمتر حرف بزنم، کمتر توقع داشته باشم، کمتر دلمو نشون بدم. انگار یه جایی از مسیر زندگی، یه چیزی توی من آروم شکست، نه با یه اتفاق بزرگ، با یه عالمه چیز کوچیک که جمع شدن و من فقط نگاشون کردم و هیچی نگفتم.گاهی دلم برای اون خودم تنگ میشه،همون آدمی که سادهتر میخندید، راحتتر اعتماد میکرد و فکر میکرد همه چیز همونطوریه که نشون میدن🖤🥀

استرس میگیرم عزیزمبیا من خواهرت قشنگممم

قرررربونت برم مهربونم

انشالله خدا نگهتون داره برا هم

بزن فیلمای رقص چاقو رو ببین بنظرم خیلی حس قشنگیه

یه وقتایی میشینم با خودم فکر میکنم من از کی اینقدر ساکت شدم... از کی یاد گرفتم کمتر حرف بزنم، کمتر توقع داشته باشم، کمتر دلمو نشون بدم. انگار یه جایی از مسیر زندگی، یه چیزی توی من آروم شکست، نه با یه اتفاق بزرگ، با یه عالمه چیز کوچیک که جمع شدن و من فقط نگاشون کردم و هیچی نگفتم.گاهی دلم برای اون خودم تنگ میشه،همون آدمی که سادهتر میخندید، راحتتر اعتماد میکرد و فکر میکرد همه چیز همونطوریه که نشون میدن🖤🥀

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108