2777
2789
عنوان

4 صبح

88 بازدید | 15 پست

چشمانم را که گشودم، جهان در سیاهی مطلقی فرو رفته بود.

نمیدانستم هنوز در آغوش شب نفس میکشم، یا پلک های سحر به آرامی روی آسمان لغزیده است.

زمان برایم گنگ و گم بود اما یک دقیقه بعد زنگ ساعت مچیم، سکوت را شکافت و به من فهماند که عقربه ها گرد عددی کامل به همنشینی نشسته اند.

دنبال گوشی موبایلم گشتم،آن یگانه پنجره ام به دنیای بیرون از این خلوت اجباری>>>

آری ساعت چهار صبح بود.

بار دیگر این کابوس بود که مرا از آن خواب خودساختهء آشفته بیرون کشید و بر ساحل امن بیداری نشاند.

این شب ها خواب میهمان چشم هایم نیست،گویی واژه ای غریب است که از دفتر شب هام پاک شده.خواب دیدم هیولا های آهنین آسمان عمدا خود را از اوج فلک به زمین می کوبند...

زمین دهان گشود، گویی میخواست پاره های آتش را در کام خود فرو ببرد، اما از آن انفجار های هولناک ده ها موشک دگر زاده شده و رها میگشتند تا پیکر مردم بیگناه را نشانه روند.

خدایا، ما اینجاییم؛ همینجا، زیر همین آسمان. از ما رویی بر مگردان و د این غوغای خاموش، مارا به غفلت نسپار.

با مهر ،

ماریا فولادی

# صدای-ماریا

# ماریوف

#من اینجاهستم_درهمین لحظه_در همین حال

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

شاید تو چهار روز کلا پنج ساعت ، ولی 48ساعت اخیر هیییییییچی😢الانم پشت فرمونم وایسادم تو جاده قهوه بخ ...

اای وای چرا اخه عزیزم

ب بدنت فشار میاد که....

نرها نیان تاپیکای من نظر بدن منم ریپلای نکنن نرها

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

نان و نام

1delara | 36 ثانیه پیش
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز