بله بله بله
یکی از نزدیکان من زن خوب و مهربونی بود نماز خون بود روزه میگرفت با وجود بیماریاش
برا بقیه خیلی کارای خوب کرد
فقط یه اخلاق بد داشت خیلی تهمت میزد و غیبت میکرد درواقع گناه زبانی داشت
وقتی فوت کردن دیدمش تو خواب که یعنی فوت کرده اما اومده دیدنم روحش .حالش هم توی خوابم خوب بود تا اینکه شروع کرد به حرف زدن و من دیدم زبونش سوخته ! و همونجا تو خواب این فکر اومد تو ذهنم که بسکه غیبت میکرد ... انگار زبونشو با سیگاری چیزی چندین بار سوزونده باشنا اینجوری