2777
2789
عنوان

عفونت واژن

138 بازدید | 9 پست

کسی تا حالا تجربه داشته؟

من سوزش و خارش گاهی حس میکنم اونم واقعا ناجور

(خیلی ببخشید ولی) ترشحات پنیری و غیر عادی هم چهار پنج باری دیدم

زیر شکمم بعضی اوقات تیر میکشه(از پریودی و... نیست مطمئنم) اونم ناحیه پائین نزدیک واژن

احتمال عفونت هست ؟

برای درمان عفونت چیکار کنم

آدمای بد یک روزی از اینکه بد بودن پشیمون میشن ولی... وای به اون آدم خوبی که. از خوب بودن پشیمون بشه😔🖤

دکتر برو

❤️❤️❤️سلام.اگه تو تاپیکی از منم حرفی شنیدین که ناراحتتون کرد لطفا حلال کنید.آدم گاهی تو شرایطی هست که نسنجیده حرف میزنه.شما هم سعی کنید قبل جواب دادن و حرف زدن اول فکر کنید...چون آب ریخته به جوی باز نمیگردد...❤️❤️❤️

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

دکتر زنان برو

فرزندم،ازملالتهای این روزهای مادری ام برایت میگویم از این روزها که از صبح باید به دنبال پاهای کوچک و لرزان تو بدوم و دستت را بگیرم تا زمین نخوری. به کارهای روی زمین مانده ام نمیرسم این روزها که اتاقها را یکی یکی دنبال من می آیی، به پاهایم آویزان میشوی و آن قدر نق میزنی تا بغلت کنم، تا آرام شوی. این روزها فنجان چایم را که دیگر یخ کرده، از دسترست دور میکنم تا مبادا دستهای کنجکاوت آن را بشکند. با ناراحتی و ناامیدی سر برگرداندنت را میبینم که سوپت را نمیخوری و کلافه میشوم از اینکه غذایت را بیرون میریزی. هرروز صبح جارو میکشم، گردگیری میکنم، خانه را تمیز میکنم و شب با خانه ای منفجر شده و اعصابی خراب به خواب میروم. روزها میگذرد که یک فرصت برای خلوت و استراحت پیدا نمیکنم و باز هم به کارهای مانده ام نمیرسم.امشب یک دل سیر گریه کردم. امشب با همین فکر ها تو را در آعوش کشیدم و خدا را شکرکردم و به روزها وسالهای پیش رو فکر کردم و غصه مبهمی قلبم را فشرد...تو روزی آنقدر بزرگ خواهی شد که دیگر در آغوش من جا نمیشوی و آنقدر پاهایت قوت خواهد گرفت که قدم قدم از من دور میشوی و من مینشینم و نگاه میکنم و آه... روزگاری باید با خودم خلوت کنم و ساعتها را بشمارم تا تو از راه بیایی و من یک فنجان چای تازه دم برایت بیاورم و به حرفهایت با جان گوش بسپرم تا چای از دهن بیفتد. روزی میرسد که از این اتاق به آن اتاق بروم و خانه ای را که تو در آن نیستی تمیز کنم. و خانه ای که برق میزند و روزها تمیز میماند، بزرگ شدن تو را بیرحمانه به چشمم بیآورد. روزی خواهد رسید که تو بزرگ میشوی، شاید آن روز دیگر جیغ نزنی، بلند نخندی، همه چیز را به هم نریزی... شاید آن روز من دلم لک بزند برای امروز. روزی خواهد رسید که من حسرت امشبهایی را بخورم که چای نخورده و با سردرد و گردن درد و با فکر خانه به هم ریخته و سوپ و بازی و... به خواب میروم...شاید روزی آغوشم درد بگیرد، این روزهادارد از من یک مادر به شدت بغلی میسازد
اینجا کاربر ها پزشک متخصص زنان هستن؟

چه ربطی داره الان

گفتم کسی تا حالا تجربه داشته کمک کنه گارد نگیر

آدمای بد یک روزی از اینکه بد بودن پشیمون میشن ولی... وای به اون آدم خوبی که. از خوب بودن پشیمون بشه😔🖤
اگه قسمت بیرونی ملتهب و خارش دای حتما پماد کلوتریمازول موضعی و ان ان استفاده کن و پروبیتیک بایوفم و ...

باشه خیلی ممنونم🙏💓

آدمای بد یک روزی از اینکه بد بودن پشیمون میشن ولی... وای به اون آدم خوبی که. از خوب بودن پشیمون بشه😔🖤
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792