دلم میخواد با یکی حرف بزنم
غر بزنم
دردل کنم
ولی عادت نداشتم
خوشم نمیومد از دردل
همه میان حرفاشونو به من میگن ولی من به کسی نمیگم
چون کار بیهوده میدونم
با مامانم همیشه حرف میزنم
ولی اینبار احساس میکنم با مامانمم نمیتونم
گناه داره
چقدر دیگه رفیق صمیمی من باشه
کنارش غصه هم بخوره
عمیقا احساس تنهایی دارم ...