دوستم به مدت ۷ الی ۸ سال با شخصی دوست بودن عاشقانه باهم بودن جوری که همه میدونستن اینا به هم علاقه دارند ولی به روی خودشون نمی اوردن یهو یکی از اقوام شون که بعداً مشخص شد براشون دعا گرفته باعث شد به دعوا ساده بی افته از هم جدا بشن همه اصلا ازین دعوا تعجب کردن باور نمیکردن دختر خانم ازدواج کردند سنتی و بعد چهار سال باردار شدن و الان آخرای بارداری شونه اما گاهی وقت ها هم میبینن چون فامیل هستند اصلا حسرت که دارند غیر قابل توصیف دوستم ازم راهنمایی خواست که چیکار کنه که فراموش بشه بهش راهکار بدم اما چیزی به ذهنم نمیرسه دلم برا حفت میسوزه
اصلا موندم چجوری نصیحت کنم اخه