بچا من یه جاری دارم خیلی خوش اخلاق و مهربونه
ولی وقتی خونه مادرشوهرم بریم خیلی کار میکنه.. من حرصم در میاد.. خواهر شوهرم سیخ سیخ میتابه این میره کمک چای میریزع لیوان میشوره.. خب بگیر بشین زن.. البته میدونم به خاطر مادرشوهرم میکنه که اون کمتر پاشه ولی من عذاب وجدان میگیرم پا میشم کمکشون این شده وظیفه ما جاریا!.. تازه من کمتر اون که خودشو هلاک میکنه.. خواهرشوهرم یابو اب میده