ساعت ۴و خورده ای شب بود منم خوابم نمیومد داشتم گوشی بازی میکردم و اتاق تاریک بود یه لحظه کنارم رو نگاه کردم دیدم یه سوسک گنده داره میاد سمتم و کم مونده بیاد روم😂
به خدا یه جوری قلبم تند زد و از جا پریدم جن میومد سمتم کمتر غافلگیر میشدم
سرعت جت هم داشت لامصب یه جوری تند حرکت می کرد که کم مونده بود جیغ بزنم انگار افتاده بود دنبالم🤣
اتاق هم تاریک بود به زور میدیدمش و نمیشد برم برق رو روشن کنم جون خیلی فرز بود و گم می شد
از سوسک نمی ترسم ولی حالم به هم می خوره
این یکی بدجوری غافلگیرم کرد ترسیدم
به زور با یه چیزی گیرش انداختم رفتم برق رو روشن کردم که فرار کرد دوباره گیرش انداختم و بابام اومد پرتش کرد
هم گریم گرفته بود هم می خواستم جیغ بزنم
خداروشکر بیدار بودم نصف شب وگرنه از روم بالا میرفت و میومد تو حلقم😂🤢