چند روز پیش تولدم بود
خانواده مادریم هرسال کلی تبریک میگفتن کادو و کیک و... ولی امسال تبیک خالی اونم ن همشون بهشون حق میدم چون ی مشکلی پیش اومده غمگینن
خانواده پدریم خداروشکر بهتر بودن عمم بهم کادو داد
بابام مثل هرسال حتی تبریکم نگفت
اینا همه واسم عادی بود جز
جز پارتنرم 4 ساله باهمیم هرسال کادو و تبریک هسال دستش تنگ بود بازم کادو گرفت ولی امسال با اینکه در آمدش بهتر شده هیچی نگرفت
از اول مرداد تا روز تولدم هر روزشو تبریک گفت پیشاپیش پیشاپیش روز تولدم صب ظهر و شب تبریک گفت باهاش رفتم بیرون همش منتظر بودم غافلگیرم کنه ک یهو گفت واست کادو بگیرم میتونی ببری خونه ؟ یعنی من هنگ کردم چرا اینو میگییییی پس قبلا چطور میدادی میبردم خونه؟ چرا فکری نکردی پیش خودت!! خانوادم اصلا ب وسایلم نگاه نمیکنن تهش میگفتم دایی یا خاله بهم دادن یا خودم خریدم
ولی با این حرفش حس تعارف بهم دست داد گفتم نه مرسی نمیخوام گفت جدی میگم گفتم جدی نمیخوام دیگه ساکت شدم هرچی گفت چرا ساکتی تو فکری گفتم هیچ دیگه یکم دور زدیم اومدم خونه
منه خر تا لحظه آخر منتظر غافلگیری بودم هعیییییی ازش انتظار نداشتم واقعا
شایدم خواسته جبران کنه چون چند ماه پیش تولدش بود من بهش کادو ندادم
من پولم کجا بودددد ولی اون شاغله نتونستم بخرم هرسال میخریدم براش اونم میخرید