2777
2789
عنوان

ناراحت بودم

206 بازدید | 16 پست

دوستان دیروز رفته بودم کلاس زبان یکی از هم دانشگاهیامو دیدم ازدواج کرده بود و دوتا بچه داست چه ماشین انچنانیم زیر پاش من گریه کردم اخه ۳۱ سالمه نتونستم ازدواج کنم اون دوتا بچه داشت تازه یک سالم از من کوچکتر

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ببین گل ظاهرزندگیشومقایسه نکن منم ینفروهمبنجوری میگفم وفک کردم خوشه خودشم بسکه وانمودمیکرامادست اخرچیزدیگ شد

قسمت هرکسی یجوریه شمام نمازجعفرطیارهمراه بادعای زادالعمادبراازدواج بزن گوگل ببین معجزس

تمام حواسم هست کسی رانرنجانم چون من مسافرخاکم شمارانمیدانم🫠♡

سلام ایشالا بهترینها نصیبتون بشه دقیقا منم همین حسو نسبت به دوستانم دارم با این که آقامدقیقا میدونم ...

اره ازاونجاییم که پدرومادرم ریلکسن و حرکتی انجام نمیدن

اره ازاونجاییم که پدرومادرم ریلکسن و حرکتی انجام نمیدن

والا چی بگم من که آقام با ۳۵ سال سن پدر و مادرم ریلکس هستن و یادشون نیست به من

آخه چکار کنن پدر و مادر دختر خانم اصلا کاری ازشون بر میاد؟

والا چی بگم من که آقام با ۳۵ سال سن پدر و مادرم ریلکس هستن و یادشون نیست به منآخه چکار کنن پدر و ماد ...

نه ولی مادرا گاهی دیدم میسپارن به اینو اون ولی مادر من ریلکس اصلا انگار نه انگار

نه ولی مادرا گاهی دیدم میسپارن به اینو اون ولی مادر من ریلکس اصلا انگار نه انگار

والا من خودم دکتر بهم گفته زودتر ازدواج کنم ولی انگار نه انگار که منم وجود دارم و آرزومه بخدا ازدواج کنم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108