2777
2789
عنوان

مهمون دیروقت

113 بازدید | 14 پست

بچهها هستید درد و دل کنم با کسی که دیروقت میاد مهمونی باید چیکار کرد خواهر بردار هستن کل روز هم بیکار هستن میخوابن میخوابن ساعت ۱۱ شب میان مهمونی بعد میدونن من اون ساعت میخوایم میدونن حساسم رو اون ساعت و سر و صدا باز کار خودشونو میکنن چون قبلا رک گفتم که بد خواب میشم کل روز همتون خونه اید سرکارید یازده شب وقت مهمونی نیست که وقت استراحته باز کار خودشونو میکنن اینقدر حرص خوردم سرکاراشون زخم معده گرفتم بعد مهمونی خونه خودشون که میشه تا یازده به زور تحویل ات میگیرن یکیشون که خیلی رک میگه زود بیاید زود برید من شوهرم سرکار میره چیکار کنم از دستشون خسته شدم بخدااا فشار عصبی واسه منی که زخم معده دارم سمه ولی بیشتر حرصم میدن

همیشه از اینکه برم انحراف بینی‌م رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم  
ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه
اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید   

در بازنکنید بگین خواب بودیم نشنیدیم اگرم زنگ زد جواب نده صبح زنگ بزن بگو خواب بودم

بدبختی میدونی چیه مامان بابام عمرا اینکار و کنن برای اینکه یه وقت عروس داماد هاشون ناراحت نشن هیچی نمیگن تازه هی هم تعارف میزنن بمونید بمونید فقط برای اینکه ناراحت نشن مامانم هم انگار با من دشمنه میگم بگو من خوابم میگه بیداره بیداره اصلا آدم بیداره هم باشه اون ساعت مگه وقته مهمونی آیه اون ساعت میخواد به کاراش برسه بخوابه اصلا میخواد سکوت باشه خونه اصلا هرکاری دوست داره بکنه نه که تازه بشینه وسط مهمونی

در رو باز نکنید ابفون رو هم سیمش رو در بیار گوشی ها سایلنت و لالا

مامان بابام عمرا این کار و نمیکنن مثلا ساعت ۱۱ زنگ میزنن ما سر کوچه ایم اومدیم چند دقیقه میشینیم میریم بعد نیم ساعت چهل دقیقه میشینن به داستان گقتن بعد تا لنگ ظهر همشون خوابن ولی تو خونه ما هم رفت و آمد زیاده هم بابام اول صبح بیدار میشه سر و صدا راه میندازه نمیذاره هیچ کس بخوابه ولی اونا راحت تو خونه هاشون تا یک ظهر میخوابن تو سکوت کامل یکیشون هم طبقه بالا عه قشنگ میبینه ما کی خوابیم کی بیدار

اینقدر حرص خوردم عصبی شدم زخم معده گرفتم یه روز این دیروقت میاد مهمونی یه روز اون یکی میاد یه روز اون یکی دیگه ساعت ۱۱ میاد مهمونی کل هفته آرامش ندارم همشونم نگه میدارن ساعت ۱۱ شب مهمونی هاشونو با اینکه همشونم بیکارن سرکار نمیرن گلا خونن

درکت میکنم ولی چاره ای نیست تا زمانی که اون خونه زندگی میکنی پدر و مادرت قانون اون خونه رو تعیین میکنند ان شا الله وقتی بری خونه خودت چارچوب زندگی دست خودت میاد .من ۱۳ ساله که خونه خودم هستم هر روز خدارو شاکرم که وضعیت زندگیم و رفت و آمد های دیگران دست خودم هست .وقتی ب زمان کنکورم فکر میکم کهیر میزنم

درکت میکنم ولی چاره ای نیست تا زمانی که اون خونه زندگی میکنی پدر و مادرت قانون اون خونه رو تعیین میک ...

اره ولی بیشتر از خواهرا حرصم میگیره وقتی یکی میدونه رو یه چی حساسی چرا باید دست بزاری رو نقطه ضعفش هی حرصش بدی این بیشتر از همه عصبی ایم میکنه من قبل تر رک گفتم که من میخوابم خوابم نباشم سر و صدا اذیتم میکنه اون ساعت اون ساعت میخوام به کارام برسم اگه بیدار باشم وقت مهمونی نیست باز انگار نه انگار هیچی نمیفهمن خدا شاهده ساعت ۱۰به بعد برو خونه تک تکشون هیچ کدوم رامون نمیدن که ما می خوایم استراحت کنیم ما میخوایم فیلم ببینیم بخوابیم فلان کار کنیم

خب پس اونام مثلا میان خونه پدرشونب نظرم برو اتاق بگیر بخواب

اخه تو سر و صدا مگه میشه خوابید من یه ذره سر و صدای حرف زدن بیاد خوابم نمیبره اینام همشون عادت دارن داد میزنن خیلی بلند حرف میزنن بچه کوچیکم دارن همشون خدایی چجوری میشه خوابید

اره ولی بیشتر از خواهرا حرصم میگیره وقتی یکی میدونه رو یه چی حساسی چرا باید دست بزاری رو نقطه ضعفش ه ...

می فهمم چی میگی عزیزم

ولی نهایتا اونا میگن خونه پدر و مادر ما هم هست و این استقبالی هم که خانواده ازشون میکنن اون ها مجاب میکنه که کار درستی میکنن وحق ب خودشون میدن

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108