بچهها هستید درد و دل کنم با کسی که دیروقت میاد مهمونی باید چیکار کرد خواهر بردار هستن کل روز هم بیکار هستن میخوابن میخوابن ساعت ۱۱ شب میان مهمونی بعد میدونن من اون ساعت میخوایم میدونن حساسم رو اون ساعت و سر و صدا باز کار خودشونو میکنن چون قبلا رک گفتم که بد خواب میشم کل روز همتون خونه اید سرکارید یازده شب وقت مهمونی نیست که وقت استراحته باز کار خودشونو میکنن اینقدر حرص خوردم سرکاراشون زخم معده گرفتم بعد مهمونی خونه خودشون که میشه تا یازده به زور تحویل ات میگیرن یکیشون که خیلی رک میگه زود بیاید زود برید من شوهرم سرکار میره چیکار کنم از دستشون خسته شدم بخدااا فشار عصبی واسه منی که زخم معده دارم سمه ولی بیشتر حرصم میدن