2777
2789
عنوان

اسم رمان

27 بازدید | 2 پست

من یه زمانی یه رمان می خوندم که دختره دوست داداش دوست داشت و قرار بود باهاش ازدواج کنه همین که داشتن کار های عروسی می کردن یه روز می ره خونه می بینه داداش بزرگ ش کشتن و شوهرش هم بیهوشه بعد پلیس می یاد همه چی می افته گردن دختره که دختره داداشش کشته و شوهرشمم تو کماس ، پدر دختره سکته می کنه می میره مادره هم دختره ول می کنه می ره و پدرشوهرش هم طلاق پسره می گیره پسره هم از کنت آمد بیرون دختره یادش نمی یاد یه حالت سرد مزاجی پیدا کرده یعنی پدرش هر چی دختر براش جور می کنه حس رابطه ندارم باهاش این وسط با یه دختره هم به زور باباش نامزد می کنه و... حالا دختره اصلی داستان که به خاطر انگ کشتن برادرش تو زندانه آزاد می سه و مادر خونده پسره می یاد دنبالش که باهاش قرارداد ببندند اگه پسره خوب شد پول بهش بده و....


اسم این رمان می دونی ؟؟

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز