خیلی با هم صمیمی بودیم تا بعد اتمام دانشگا هم با هم در ارتباط بودیم
دوستم خیلی پسر باز بود اخر ی جا گاف داد با عرض معذرت بکارتشو ن تنها از دست داد بلکه زیگیلم ازش گرفت اومد واسم تعریف کرد کلی دعواش کردم گفتم مخارج درمانتو پسره باید بده
دوستم بعد اینکه زیگیل گرفته بود پسره حتی جواب تلفناشم نمیداد
بعد تعریف کردن ک من دعواش کردم گفتم هرجور شده بگو بیاد بگیرتت ولی متاسفانه نشد ک بشه و این دختر رابطه اشو عوض اینکه با پسر قطع کنه با من قطع کرد
تلفنامو ی خط در میون جواب میداد یا ب مادرمیگف بگو خونه نیس منم زیاد بهش زنگ نزدم تا پارسال همین موقعه ها بهش زنگ زدم گفت با ی پسره ازدواج کردم عقدیم سال دیگه میرم سرخونه زندگیم
کلی واسش خوشحال شدم و تبریک گفتم دوباره امروز بله نصب کردم دیدم با شوهرش عکس گذاشته با ذوق شوق بهش مجدد پیام تبریک دادم
بهم گفت به جا نیاوردم معرفی کنید دلم ازش شکست من درجواب گفتم حالا ک نمیشناسی ببخشید پیام دادم بعد بلاک کردم
حالا عکس خودشو شوهرشو برداشته چون شوهرش بچه محل بوده و بچه های دانشگاه بچه محل ایشون و دوستای مشترکمون بودن و خانوم با دوداشون دوست بود رابطه هم داشت ترسیده ک بگم
اخه کودن من میخواستم بگم همون موقعه به مادرت میگفتم 🤦♀️
و اینکه چطور شوهرش نفهمیده ایشون رابطه داشته قبل ازدواج
تا اونجایی ک میدونم تیشون راضی به ترمیم هم نبودن 🤔
سوال برام چطور پسره مردم رو گول زده و راضی ب ازدواج کرده ؟!