من چند وقته به اسرار ابجیم پیشمم بعد شوهرش حرومزاده به تمام معنا چند وقت پیش من تو حال شون خواب بودم من خوابم سنگین ولی اون روز حس کردم یکی دستش میکشه رو کمرم وقتی تو خواب بودم گفتم نکن بعد چند دقیقه که چشام باز کردم دیدم فقط اون تو خونه اس روز اون وره بعد ابجیم از بیرون برگشت گفتم نو دست کشیدی کمر من گفت نه دیدم اون رنگش پرید وقتی ابجیم رفت اتاق به شوهرش گفتم چرا بهم دست زدی گفت ببخشید بخشید دیگه تکرار نمیشه این اتفاق تو ۱۴ سالگی هم افتاد من جدی نگرفتم الان ۱۷ سالمه نامزدم دارم
من دیگه معمولا اتاق میخوابم از اون اتفاق به بعد
الان دیشب من خوابم کلا سنگینه حس میکنم یکی اومده تو اتاق یه در دارن به حیاط میخوره حس میکنم اومده اتاق پنکه اتاق جابه جا شده چند تا از دکمه بالای لباسم باز شده حس میکنم اتفاقی نیس
حالا شاید اگه خونه اینا نبودم دکمه لباسم باز میشد عادی میگفتم شاید تو خواب گرمم بوده ولی الان حس میکنم عادی نیس اینا هر دو با هم پنکه باید رو به من باشه و نیس