در واقع چون این مدت باهاش بودی و بهت حس خوبی می داده باعث شده به صحبت باهاش بخاطر دوپامین عادت کنی. مغزت برای مدیریت حجم بالای دوپامین ترشح شده تعداد گیرندههای دوپامین مغز رو کاهش داده، به همین علت دیگه تحریک های با شدت کمتر بهش لذت کافی رو نمی دن، پس دلت می خواد دوباره برگردی و اون چیزا رو تجربه کنی.
راه حل:
با این حال اگه چند روز (علیرغم سختی در ابتدای کار) بتونی کارهایی که باعث ترشح زیاد دوپامین می شد (یعنی هر چی که به اون مربوطه) رو کنار بگذاری و جایگزینشون کنی با چیزهایی که سخت ترن و کمتر باهاشون بهت خوش می گذره ان شاءالله خیلی زود کاملا خوب می شی. کارهایی مثل: ورزش، کتاب خوندن، ... بجای اینه بهش فکر کنی و خاطراتش رو مرور کنی، ... پس اصلا بهش فکر نکن، هر وقت یادش افتادی فورا ذهنت رو ببر سراغ یه موضوع دیگه، برو توی جمع که نتونی بهش فکر کنی.
همینطور اینکه هر چیزی که تو رو یاد اون میندازه رو از جلوی چشمت دور کن و باهاش ارتباط برقرار نکن. چون مغز اینطوری کار می کنه که مسائل رو به هم ربط میده، بعنوان مثال، اگه وقتایی که خوشحالی بستنی بخوری، وقتایی که خوشحال نیستی مغز تحریکت میکنه که بستنی بخوری شاید خوشحال بشی.