2777
2789
عنوان

تروخدا بیاید

141 بازدید | 17 پست

یکی رو خیلی دوس داشتم اونم خیلی منو دوست داشت تو مجازی اشنا شدیم بعد ایدی رد و بدل شد و اینا حرف زدیم حرفاش خیلی قشنگ بود هیشکی اونطوری باهام حرف نمیزد الان یه مدته سرد شده همش برا اکسش استوری میزاره خیلی ناراحتم پیامای قدیم مونو ک میخونم گریم میگیره ک چرا اینقد تعغیر کرده منو وابسته خودش کرد الانم سرد شده حالم خیلی بده یه مدت غیب شد یهو عوض شد شخصیتش همش دارم گریه میکنم جلوی اون سعی میکنم خودمو بی تفاوت جلوه بدم ولی از درون نابودم هر وقت میخوام درس بخونم یاد اون نمیزاره همش گریه میکنم حالم خیلی بده کمک چطور ازش انتقام بگیرم چطور فراموشش کنم😭😭😭

میفهمم خیلی سخته🥲

فکر کنم تو براش یه مسکن بودی تا بتونه به اکسش فکر نکنه😞

به خدا توکل کن و ازش بخواه که قلبتو آروم کنه.

مطمئن باش اگر سهم هم باشید دوباره بینتون همه چیز خوب میشه

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

راهش اینه که هرچی پیام ازش داری پاک کنی تا هیچ نشونه ای ازش نزاری بمونه قشنگ کات کامل بدون بازگشت هم بکنی و به زندگیت برسی خودش کم کم درست میشه کمرنگ میشه تو ذهنت هرچی بیشتر پیگیرش باشی بیشتر تو این حس فرو میری

کاربری دست دو نفره گیر ندین چرا حرفات با هم نمیخونه

راهش اینه که هرچی پیام ازش داری پاک کنی تا هیچ نشونه ای ازش نزاری بمونه قشنگ کات کامل بدون بازگشت هم ...

اگه دیدم دیگه باهام اوکی نشد و اینا کلا سیکشو میزنم با اینکه واقعا سخته💔

چند سالته بیخیالش شو اینا همه شون دو روزن اولش خوبن فقط اصلا ارزش نداره گلم هرچی ازش داری پاک کن

هفده سالمه اولین بار بود به یکی اینقد وابسته شدم💔

سخته ولی سیکشو میزنم بزودی💔

هفده سالمه اولین بار بود به یکی اینقد وابسته شدم💔سخته ولی سیکشو میزنم بزودی💔

منم هم سن تو بودم عاشق شدم با کلی سختی ازدواج کردم بعد ازدواج شوهرمو تازه شناختم والان 20سالمه و پشیمونم

چند سال دیگه تازه به خودت میای تازه طعم زندگی رو میفهمی اصلا واسه هیچی عجله نکن لذت ببر از زندگی

منم هم سن تو بودم عاشق شدم با کلی سختی ازدواج کردم بعد ازدواج شوهرمو تازه شناختم والان 20سالمه و پشی ...

هعی میدونم من اصلا ادم احساساتی نبودم ولی این پسره فرق داشت ولی خب وقتی اون منو حساب نمیکنه منم دیگه حسابش نمیکنم💔

در واقع چون این مدت باهاش بودی و بهت حس خوبی می داده باعث شده به صحبت باهاش بخاطر دوپامین عادت کنی. مغزت برای مدیریت حجم بالای دوپامین ترشح شده تعداد گیرندههای دوپامین مغز رو کاهش داده، به همین علت دیگه تحریک های با شدت کمتر بهش لذت کافی رو نمی دن، پس دلت می خواد دوباره برگردی و اون چیزا رو تجربه کنی.


راه حل:

با این حال اگه چند روز (علیرغم سختی در ابتدای کار) بتونی کارهایی که باعث ترشح زیاد دوپامین می شد (یعنی هر چی که به اون مربوطه) رو کنار بگذاری و جایگزینشون کنی با چیزهایی که سخت ترن و کمتر باهاشون بهت خوش می گذره ان شاءالله خیلی زود کاملا خوب می شی. کارهایی مثل: ورزش، کتاب خوندن، ... بجای اینه بهش فکر کنی و خاطراتش رو مرور کنی، ... پس اصلا بهش فکر نکن، هر وقت یادش افتادی فورا ذهنت رو ببر سراغ یه موضوع دیگه، برو توی جمع که نتونی بهش فکر کنی.


همینطور اینکه هر چیزی که تو رو یاد اون میندازه رو از جلوی چشمت دور کن و باهاش ارتباط برقرار نکن. چون مغز اینطوری کار می کنه که مسائل رو به هم ربط میده، بعنوان مثال، اگه وقتایی که خوشحالی بستنی بخوری، وقتایی که خوشحال نیستی مغز تحریکت میکنه که بستنی بخوری شاید خوشحال بشی.


خیلی علمی و خوب بود راست میگی ممنونم از راهنماییت گل♥🙂

سلامت باشی. درضمن تا اقا اقدام جدی نکرده هیچوقت روش سرمایه گذاری احساسی نکن، چون خودت آسیب میبینی. همینطور اینکه نگاهت رو کنترل کن.

تاپیک آخرم یکم برای سنت شاید خوب نباشه ولی یه سری اطلاعات خیلی مفید بهت میده که اشتباه نکنی.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز