سلام دوستان ، من نزدیک ۴۰ روزه زایمان کردم ، همش فکر میکنم شیرم کمه خیلی غصه میخورم ، الان نوزادم دو ساعته خوابیده ، شیرم از سینه هام چکه میکنه،الان من گیج شدم نمیدونم واقعا کمه یا نه ، وقتی بیدار میشه سینه هامو شده هر کدومو یه ساعتم بمکه باز گرسنه س و من مجبور میشم بهش شیر خشک بدم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
درس را برای فهمیدن دوست داشتم اما وقتی میدیدم میان این مدرسهها، فهمیدن که نه، حفظ کردن مهم است، درس هم محبوبیتش را از دست داد و بزرگترین مقصرش همان معلمها و نظام آموزشی ای بودند که آمدند و در گوشمان نوار پرکردند. نمی گفتند شعرهای نظامی را بخوانید و با لیلی و مجنون زیبایی عشق را بفهمید، میگفتند قافیه وردیف را پیدا کنید!به ما یاد ندادند آرایهی عشق خسرو و شیرین راببینیم، فقط گفتند زیر آرایهها خط بکشید!کتاب درسی به من یاد میداد انتگرال را، اما هیچوقت به من لا بهلای آن هزاران صفحه درس،درس دوست داشتن و زندگی نداد، میان حجم عظیمآن کتابها نگفتند برای آرزوهایتان بجنگید...نگفتند چگونه با مشکلات روز مرهمان دست وپنجه نرم کنیم و زخمی نشویم…
تپش شیرخشک بچه رو بدبخت میکنی با این دلسوزیت،،بچه دل میبنده به شیشه سینه رو پس میزنه،،سر خودم اومده بعدش همش عذاب وجدان میگیری،،اسن نیکی نیس که به اون میکنی،،،میدی هم شب فقط تو خاب بده