2777
2789
عنوان

بحث با پدر

160 بازدید | 18 پست

با پدرم بحثم شدهه

بهم گفت که فردا میخوایم بریم روستا باید بیاید کمک بعدش منم گفتم نمیام هميشه میریم اونجا حمالی بعدش خب لحنم تند بود خودمم خیلی پشیمون شدم خیلی زیاد بعدش بهم گفت از خونه میری بیرون دنبال کار یا میای گارگاه پیش خودم یا میری شوهر میکنی یعنی اینکه توی خونه نباش بعدش جلوی خاله و مادر بزرگم خیلی بهم چیزی گفت بیشرم بی حیا و و و و دیگه خیلی حالم بد شد من همیشه و همه جا کمک میکنم همیشههه

بعد بهم میگه من همیشه برات کاری میکنم مگه فلانم بیسارم تازه برام گوشی خریده ۲۰سالمه قبلا گوشی کهنه خودش دستم بوده بعدش میگه من همه چیز فراهم کردم و فلان گوشی خریدم برات خدا شاهده من اصلااا نگفتم برام بخره خودش خرید من هنوز با اون گوشی کنار میومدم

دیگه خیلی حرفا زد میدونم تقصیر کار بودم نباید میگفتم میخواستم معذر خواهی کنم ازش که اون حرفا رو زد خیلی حرفای بدی زد. خیلی

مامانمم همیشه خدا پشت بابامه

من دو روزه حس غریبی دارم توی خونه غدا نمیتونم بخورم انگاری سهمم نیست


بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

بهترین خصوصیت واسه یه خانم در مقابل یه مرد اینه زبون نرم و خوشی داشته باشه. پدرتون شما رو دوست داره

اگر روابط انسانی آنقدر پیچیده نبود، چایم را دردست میگرفتم و به سمت خانه ات میآمدم و از تو میخواستم تمام زندگیم باشی.

حق با توئه ناراحت نباش سیاست داشته باش بگو دوست دارم کمک کنم ولی سلامت و اینده ام مهمتره


میدونم اینو اخه خیلی وقت هم بود نرفته بودیم من همیشه بیشتر از همه اونجا کار میکنم بیشتر از همهه حتی بیشتر از پسر عمه و عموهام ولی خب اصن ی گارد مسخره بود در برابر حرفش میتونستم اون حرفو نزنم و همه چی عالی باشه ولی خب زبونه دیگه

بهترین خصوصیت واسه یه خانم در مقابل یه مرد اینه زبون نرم و خوشی داشته باشه. پدرتون شما رو دوست داره

بله موافقم نه تنها در برابر مرد بلکه در برابر همه زبون نرم و خوش صحبتی خوبه

منم با پدرم دعوا کردم یه هفتس حرف نمیزنیم بهم گفت تو مگه کی هستی با یه لحن تحقیر امیزمنم از ریشه زدم ...

من خیلی پشیونم خیلییی زیاد میگه همه چیتون فراهم بوده و اینا حق داره

ولی منم از خیلی چیزام زدم جون برام ی سریچیرا فراهم بوده

مثلا کافه نمیرم با کسی رستوران خرید اصلا ی دختر عاشق لوازم ارایش ولی من نمیخرم هنوز میگه ی لباس خوب نیست نمیخرمش

دوست دارم کلاس برم ولی چون دانشگاه پولیه گفتم نمیرم

و خیلی چیزای دیگه

بله موافقم نه تنها در برابر مرد بلکه در برابر همه زبون نرم و خوش صحبتی خوبه

آفرین. پدرتون از شما انتظار چنین پاسخی نداشته واسه همین بهم ریخته

اگر روابط انسانی آنقدر پیچیده نبود، چایم را دردست میگرفتم و به سمت خانه ات میآمدم و از تو میخواستم تمام زندگیم باشی.

کاملا متوجه شدم که توقع نداشت اصلااا

من عاشق خواهرم هستم همه جوره باهاشم، دو ماه قبل یه حرفی زد که من هنوز نتونستم مثل قبل باشم باهاش و فقط از نظر مالی الان تامینش میکنم دیگه مابقی چیزا کمرنگ شد

اگر روابط انسانی آنقدر پیچیده نبود، چایم را دردست میگرفتم و به سمت خانه ات میآمدم و از تو میخواستم تمام زندگیم باشی.

من عاشق خواهرم هستم همه جوره باهاشم، دو ماه قبل یه حرفی زد که من هنوز نتونستم مثل قبل باشم باهاش و ف ...


من متوجه حرف اشتباهم شدم از خجالت روم نمیشه برم پیشش اصلا

ولی خب یکم حرفایی که شنیدم زیادی بود یکم

ولی خب مامانم جالب تر میگه تو ناراحت میشی زودی چیزی نگفته بابات

حس میکنم خدام ازم رو برگردونده💔

عزیزم توی هر خانواده ای گاهی بحث پیش میاد و توی عصبانیت گاهی حرفی زده میشه که پشیمون میشیم ولی نگران نباش به مرور فراموش میشه و مخصوصا پدر و مادر هیچی توی دلشون نیست فراموش میکنن

ترجیح میدم به ذوق خویش دیوانه باشم، تا به میل دیگران عاقل...
من متوجه حرف اشتباهم شدم از خجالت روم نمیشه برم پیشش اصلاولی خب یکم حرفایی که شنیدم زیادی بود یکمولی ...

اینطوری فکر نکن. برو سمتش

اگر روابط انسانی آنقدر پیچیده نبود، چایم را دردست میگرفتم و به سمت خانه ات میآمدم و از تو میخواستم تمام زندگیم باشی.

عزیزم توی هر خانواده ای گاهی بحث پیش میاد و توی عصبانیت گاهی حرفی زده میشه که پشیمون میشیم ولی نگران ...


اره ولی اصولا ادمی ام که فراموشی برام سخته

بابام زحمت کشه من نباید میگفتم خیلی پشیمونم ولی خب ادمی نیستم که لحباز باشم

حتی هنوز واسه لباسمم بابام نظر میده احترام و نگه میدارم هنوز

اینکه گفت شوهر کن و زود برو خیلی سنگین بود اونم براش سنگین بود حرفم


اره ولی اصولا ادمی ام که فراموشی برام سختهبابام زحمت کشه من نباید میگفتم خیلی پشیمونم ولی خب ادمی نی ...


اکثر ماها هم که متاهلیم حداقل یکبار توی بحث شدید از پدر مادر هامون شنیدیم و الان که متاهلیم و دیر به دیر بریم خونشون جونشون برامون میره 😁 مطمئن باش ازدواج کنی فرداش دلشون تنگ میشه حالا عصبی بودن یک چی گفتن یک روز که مادر بشی متوجه حرفم میشی عزیزم

ترجیح میدم به ذوق خویش دیوانه باشم، تا به میل دیگران عاقل...
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز