۱۱ ماهه تو رابطه ایم
خیلی مهربونه صبور خوش ذوق با حوصله دست و دلباز با اینکه درآمد ثابت نداره فعلا و دانشجوعه
مثلا با اینکه شهر من نیست و ماشین هم نداره و میدونه نمیتونیم همو ببینیم ولی حتی ۱۲ شب هم بگم حالم بده میاد با خوراکی و گل و کادو پشت پنجره اتاقم
البته این اواخر یه مقدار کم ذوق تر شده احساس میکنم براش تکراری شدم شایدم چون یه آزمون مهم داره و حق میدم بهش حالا بازم نمیدونم🫠🎀
فقط مشکل اینجاست که یک سالش بوده پدرش فوت کرده و مادرش ازدواج مجدد کرده و اون آقا هم یه پسر داره و اینا چهارتایی زندگی میکنن ولی من حقیقتا همش دلم صاف نیست میگم معمولی نیست شرایطش
شما بودین چیکار میکردین؟