خانما ما از خونه مادر بزرگم اومدیم گفتن چای دارچین بخوری پریودت بند میاد داشتم درست میکردم بخورم بابام اومد دیدش هیچ از دهنش در اومد گفت بی سیرت بی شرف مگه نمیبینی میخوام بخوابم گفتم تا تو بخوابی من خوردم خوابیدم بابا برو اتاق بخدا دودقیه دیگه به امام حسین قسمم داد نفرینم کرد
بخدا خسته شدم همه زندگیم شده جهنم همش گریه گریه حالم بده هیچ کاری نمیتونم بکنم همش دعوا نفرین بخدا دامنم گرفته که الان وضعم اینه همش میگه الهی جوون مرگ شی الهی مریضی بگیری نمیتونم کارای عادی مثل دستشویی رفتنم برم
بخدا همش استرس امتحانارو دارم موهام میریزه تورو امام حسین خیلی دعام کنید کارنامه اومد جواب بد بود زبون بابام بسته شه دعوا نکنه منو تنبیه نکنه محروم نکنه گوشیمو نگیره بگذاره برم بیرون بخدا کلا بدنم ریخته بهم همش درد دارم تورو خدا دعا کنید بختم باز شه زودتر برم نگین درس و اینا که برم خونه شوهرم میخونم فقط دیگه نمیتونم تورو خدا دعا کنید کارنامه بخیر بگذره