تا حالا راجب این نوع عشق چیزی شنیدین؟
عشق شلنگی داستان یه ماریه که عاشق یه شلنگ خوشگل میشه و از دور هر روز تماشاش میکنه دوستای ماره میگن چرا نمیری بهش بگی تو از عشق این مار دیونه شدی
وقتی آقا ماره میره جلو می بینه اون همه وقت عاشق یه شلنگ بوده
این داستان حکایت خیلی از ماها رو داره عاشق تصورات ذهنی که از طرف مقابل درست کردیم میشیم وقتی می ریم جلو و می شناسیمش اون عشق و اون حس فروکش میکنه
کیا تجربه این مدل عشقای شلنگیو دارن؟