از ظهر میخوام سکته کنم
جریان از این قراره که با داداشش شریکه تو کار خونه ماشین
یه خونه نیمه کاره دارن
الان داداشش میخواد ازدواج کنه
میگه خونه داداشمم رو تکمیل کنیم باهم
بعد شروع کنیم برای من خونه بخریم
فکر کنید یه میلیارد بده خونه اونو تکمیل کنه
بش میگم احمققققق فکر کردی دو روز زنش میزاره پولش بده برای تو خونه بخرین
میگه نهههه داداشم میزاره یا نهایت میریم اجاره
میگم خیلی عالیه بریم مثل سگ کار کنیم خونه اونا درست کنیم خودمون هم اجاره
دارم سکته میکنم
پیام های شما رو نشونش میدم شاید عاقل تر شد