2777
2789
عنوان

بچه ها شوهرم

397 بازدید | 16 پست

بچه ها شوهرم مغازه داره موبایل فروشی بعد اگر دختری میاد تیکه میندازه یا پیشنهاد میده بهش سریع میاد برا من میگه میگه نمیتونم نگم برای مثال گفت دختری اومده در مغازه هی میگفته تو بچمی کوچولو .... گفت من اهمیت ندادم رفته موقعی پول ریخته پیام داده گفتم ممنون دوباره حرفاشو تکرار کرده منم جوابشو ندادم گفته مثل اینکه مزاحمم خدافظ این یه مثال هست ازشون شوهرم بیست و دو سالشه بعد میگه تو همش میای جلو چشم من یه اینقدر دوست دارم که سراغ هیچ کس نمی رم بنظرتون خوبه تعریف میکنه

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

میخواد بگه مثلا خیلی خر گنده ایه محل نذار

در عوض محبتت رو بیشتر کن

نمیدانم چرا تحمل جمعیت را ندارم...تحمل زندگی فامیلی را ندارم...من آنقدر به تنهایی خود عادت کرده ام که در هر حالت دیگری خودم را بلافاصله تحت فشار و مظلوم حس میکنم..تا دور هستم دلم میخواهد نزدیک باشم و نزدیک که میشوم میبینم که اصلا استعدادش را ندارم...!

اره بابا خوبه میگه بهت

شوهر منم از سیر تا پیاز میگه

منم خیلی وقتا فقط سر تکون میدم هیچی نمیگم

به بچه م فکرمیکنم،به حس بارداری ، حس شیر دادن به یه تیکه از وجودخودت و عشقت ، حس نفس کشیدن های ریز ریزش تو بغلم خیلی اوقات تو درونم حمل میکنم . با خودم میگم خدایا میشه من بچه خودم رو ببینم!  🌷   دوستان گلم این امضای من بود سالها ...بعد معجزه خدا رو دیدم دلتون خواست سر بزنید به تاپیک خاطره زایمانم ...امیدوارم خدا به هر کس دلش میخواد به حکمت و مصلحت خودش ببخشه...🥰 برای شفا و سلامتی پسرم دعا کنید لطفا سپاس❤️https://www.ninisite.com/discussion/topic/7503866/%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D9%87-%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86?page=1

ببین درکت میکنم شاید ناراحت بشی از این موضوع ولی سعی کن واکنش تندی نشون ندی چون ممکنه دیگه نیاد بگه

همین که اینقدر دوست داره که بهت تعهد داره و میاد میگه خیلی عالیه

عشقتون پایدار

صدتو واسه کسی بذاری باختی

یک چند روز خودت اگه میتونی برو تو مغازش بشین ببین چخبرخ

بیار فیلم مغازه دوربین خودش نشونم داد گفت این دختر هی نگام میکرده من اصلا نگاش نکردم شوهرم قیافش خوبه بدش میاد برم در مغازه حساس

نه بخدا همش کار میکنه همش برا من خرج میکنه برا خودش نه بچگی خیلی زجر کشیده از سنش بزرگ تر میزن

منظور من اینه میخواد جلب توجه کنه

نمیدانم چرا تحمل جمعیت را ندارم...تحمل زندگی فامیلی را ندارم...من آنقدر به تنهایی خود عادت کرده ام که در هر حالت دیگری خودم را بلافاصله تحت فشار و مظلوم حس میکنم..تا دور هستم دلم میخواهد نزدیک باشم و نزدیک که میشوم میبینم که اصلا استعدادش را ندارم...!

نمیدونم ولی احساسم میگه اولشه که میاد میگه و پا نمیده.ممکنه کم کم روش تاثیر بذاره و بالاخره دم به تله بده.

خدایا اینجور دخترا و پسرا رو که میخوان زندگیه بقیه رو خراب کنن نابود بفرما الهی آمین

خدای مهربونم سیپورت.دوستِ مجازی جان توی یه تاپیکت موافقتم و توی یه تاپیک مخالفتم پس دعوا نداریم😁

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108