یکم؛ حرف درست.
خوب میشنوم.
اکثر آدما فقط گوش میدن.
ولی من خوب میشنوم.
موقع شنیدن، اصولاً به حرف دقت میکنم نه به کسی که داره حرف میزنه.
یعنی اگه حرفی که میشنوم، حرف درست و مناسبی باشه، برام اهمیتی نداره طرف دشمنم باشه، دوستم باشه، کسی باشه که ازش متنفرم، یا عقایدش با عقاید من کاملاً متفاوت باشه.
برای خوب شنیدن و یاد گرفتن، از هر شخصی ولو کسی که کاملاً باهاش مخالفید و عقاید متفاوتی دارید؛ صبوری و تواضع زیادی لازمه.
اما حرف درست، همیشه ارزش شنیدن داره.
دوم؛ ظالم و مظلوم.
یکی از درست ترین حرفایی که من تو زندگیم شنیدم و به نظرم به درد تمام آدمای جهان با هر عقیده و طرز تفکری میخوره؛ این آیه از قرآنِ:
«لَا تَظْلِمُونَ وَلَا تُظْلَمُونَ»
[ نه ستم میکنید و نه بر شما ستم میشود ]
یعنی آدم تو زندگیش، نه باید ظلم پذیر باشه و نه ظالم.
اتفاقاً به نظر من گناه آدمای ظلم پذیر از آدمای ظالم بیشتره.
آدمایی که همیشه مظلومن و کوچیک ترین تلاشی برای دفاع و مواظبت از خودشون و حقوقشون نمیکنن و بعد میشینن صبح تا شب اون فرد ظالم رو نفرین میکنن و دعا میکنن کارماشو پس بده و.....
در حالی که ما خیلی کم در مورد زشتیِ صفت ظلم پذیری صحبت میکنیم.
در نظر عموم مردم جامعه حتی مظلوم بودن و مظلومیت جزو صفت های مثبت، در حالی که به نظر من این صفت از زشت ترین صفت هاست.
این شخصِ ظلم پذیره و مظلوم که با کوتاهیش فضا رو برای ظلم طرف مقابل تا حد زیادی باز میذاره و بهش اجازه پیشروی میده.
مثلاً شما تو رابطه میبینید که یه دختر یا پسر، بدون کوچیک ترین فکر و احتیاطی، خودشون رو در معرض آسیب قرار میدن، بعد که طرف مقابل بهشون آسیب زد، شروع میکنن نفرین کردن که کاش فلان شه و.....
در حالی که گناه و خطای شما اگه از اون فردی که آسیب زد بهتون بیشتر نباشه، کم تر نیست.
این مثال رو به خیلی موضوع های دیگه هم میشه تعمیم داد.
کسی که در یک معامله، دقت و تحقیق کافی رو نمیکنه و همینجوری رو هوا اعتماد میکنه و ازش کلاهبرداری میشه.
و هزاران مورد دیگه.
پ.ن: یه زمانی هست شما تمام احتیاط و تلاش خودتون رو برای احقاق حقتون میکنید ولی به هر دلیلی موفق نمیشید یا زورتون نمیرسه و..... اینجا دیگه بحث فرق میکنه، این مورد شامل چیزی که من در موردش صحبت میکنم نمیشه.