2777
2789
عنوان

امید جانم

30 بازدید | 0 پست

اميد جانم ز سفر باز امد

شكر دهانم زسفر باز امد

عزيز ان كه بيخبر به ناگهان رود سفر

چو ندارد ديگر دلبندي

به لبش ننشيند لبخندي

چو غنچه سپيده دم شكفته شد لبم ز هم

كه شنيدم يارم باز امد

ز سفر غمخوارم باز امد

همچنان كه عاقبت پس از همه شب بدمد سحر

ناگهان نگار من چنان مه نو امد از سفر

همچنان كه عاقبت پس از همه شب بدمد سحر

ناگهان نگار من چنان مه نو امد از سفر

من هم پس از ان دوري بعد از غم مهجوري

يك شاخه گل بردم به برش

ديدم

كه نگار من

سرخوش

ز كنار من

بگذشت و برفت بر يار دگرش

اه از ان گلي كه دست من بود

خموش و يك جهان سخن بود

گل كه شهره شد به بي وفايي

بديدن چنين جدايي

زغصه پاره پيرهن شد

دوستی با هرکه کردم خصم مادرزاد شد آشیان هرجا گرفتم خانه صیاد شدآن رفیقی را که با خون جگر پروردمش وقت کشتن بر سر دار آمدو جلاد شد

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

لاغری

حناهانیس | 31 ثانیه پیش

رنج 🍂🍂

melanta | 6 دقیقه پیش

نینی سایت

nisiaj3o | 7 دقیقه پیش
2791
2779
2792