2777
2789
عنوان

آمد اما

20 بازدید | 0 پست

آمد اما در نگاهش آن نوازشها نبود


چشم خواب آلوده اش را مستی رویا نبود


نقش عشق و آرزو از چهره دل شسته بود


عکس شیدایی در آن آیینه شیدا نبود


لب همان لب بود.اما بوسه اش گرمی نداشت


دل همان دل بود اما مست و بی پروا نبود


در دل بیدار خود جز دین رسوایی نداشت


گر چه روزی همنشین جز با من رسوا نبود


در نگاه سرد او غوغای دل خاموش بود


برق چشمش را نشان از آتش سودا نبود


دیده ام آن چشم درخشان را ولی در این صدف


گوهر اشکی که من میخواستم پیدا نبود


در لب لرزان من فریاد دل خاموش بود


آخر آن تنها امید جان من تنها نبود


جز من و او دیگری هم بود اما ای دریغ


آگه از درد دلم زآن عشق جان فرسا نبود


ای نداده خوشه ای زان خرمن زیباییم


تا نبودی در کنارم زندگی زیبا نبود

دوستی با هرکه کردم خصم مادرزاد شد آشیان هرجا گرفتم خانه صیاد شدآن رفیقی را که با خون جگر پروردمش وقت کشتن بر سر دار آمدو جلاد شد

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

لاغری

حناهانیس | 31 ثانیه پیش

رنج 🍂🍂

melanta | 6 دقیقه پیش

نینی سایت

nisiaj3o | 7 دقیقه پیش
2791
2779
2792