رفیق شوهرم دکتر هستش
ما امشب رفتیم بیرون
چند شب هستش که دل پسرم درد میکنه
شوهرم گفت برو یک لحظه داخل مطب بگو فلانی هستم بدون نوبت برو تو دارو بده سريع برگرد
منم رفتم داخل سريع رفتم تو اتاق دکتر به طور کل ۱۰ دقیقه طول کشید سريع امدم بیرون
یک باره اونايی که تو نوبت بودن چرا این سريع رفت تو برچی بهش اجازه دادین
یک باره خود دکتر امد گفت یکی از بستگانم هستش
اگر ناراحت هستيد برید
یک باره زنه گفت اون دنیا رو چکار میکنی
به طور کل ۱۰ دقیقه شد چرا اینجوری میکنند