با خواهرشوهرشوهر به خاطر مسائلی قطع ارتباطیم بعد چند روز پیش با دخترم تو خیابون دیدمش از کنار هم رد شدیم اون رفت اون طرف خیابون و نگام نکرد من عین اسکولا نگاش کردم دخترمم گفت که عه نگاه عمه اونم محلمون نذاشت منم گفتم ولش کن بریم البته بگم من خواهان این قطع ارتباط بودم از دستش راحت شدم واقعا خدارو شکر میکنم از زندگیم حذف شده فقط ازین ناراحتم چرا عین دیوونه ها نگاش کردم که تحقیرم کنه