2777
2789
عنوان

حس پیری

| مشاهده متن کامل بحث + 130 بازدید | 45 پست

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

از من جوون تری

دیگه ناامیدی وافسردگی سن وسال نمیشناسه .من به هیچی نرسیدم توزندگی ام وکلی احساس شکست میخورم اتفاقاتی که میخواستم نیفتاد و متاسفانه چیزی به دلم نشد

مطمئن باش که مهرت نرودازدل من                                 مگرآن روز که درخاک شود منزل من
برای من یه اتفاقات عجیبی افتاد. دیگه دلم انگار مرده

کجا زندگی میکنی شهر کوچکی یا بزرگ

اين كاربري و توي روزاي سخت زندگيم ساختم، الان ك بعداز ٢ سال ازاد شد و دوباره ياد اون روزا افتادم فقط ي چيزي توي ذهنم اومد كه هيچ چيز ارزش ناراحتي و نداره من واااقعا حس و حال اون روزام و فراموش كردم و الان يه شدت خوشحالم كه دعاهام و خدا مستجاب نكرد، خدايا شكرت
شهر ما بد نیست نمیشه گفت خیلی بزرگ

میخوام بگم مثلاً یک دوستی چیزی پیدا کن برین بیرون کافه ای جایی

پیاده روی

پارک

کارای باحال و سالم

اين كاربري و توي روزاي سخت زندگيم ساختم، الان ك بعداز ٢ سال ازاد شد و دوباره ياد اون روزا افتادم فقط ي چيزي توي ذهنم اومد كه هيچ چيز ارزش ناراحتي و نداره من واااقعا حس و حال اون روزام و فراموش كردم و الان يه شدت خوشحالم كه دعاهام و خدا مستجاب نكرد، خدايا شكرت
میخوام بگم مثلاً یک دوستی چیزی پیدا کن برین بیرون کافه ای جاییپیاده رویپارککارای باحال و سالم

یه دوست دارم گاهی میریم بیرون. کلا دلم مرده اصلا ببین صبح تا شب زیاد فرقی نداره فقط با بچم میگم میخندم از درون مردم

یه دوست دارم گاهی میریم بیرون. کلا دلم مرده اصلا ببین صبح تا شب زیاد فرقی نداره فقط با بچم میگم میخن ...

میفهممت

ولی من به خاطر شوهر بدم اینجوری شدم

تو چرا؟

البته من دارم تلاش میکنم دوباره خنده های از ته دلم برگردن

اين كاربري و توي روزاي سخت زندگيم ساختم، الان ك بعداز ٢ سال ازاد شد و دوباره ياد اون روزا افتادم فقط ي چيزي توي ذهنم اومد كه هيچ چيز ارزش ناراحتي و نداره من واااقعا حس و حال اون روزام و فراموش كردم و الان يه شدت خوشحالم كه دعاهام و خدا مستجاب نكرد، خدايا شكرت

من دقیقا اتفاقای بدی افتاد شوهزم قبل تر هم مامانم خواهرم برادرم هر کدوم یه مدل. کسی نموند اذیت نکرده باشه. با همه جنگیدم. آخرش هم بردم. ولی ببین دارم ظاهر نگه میدارم. یعنی تو جمع کاملا آکی و خوبم. ولی با خودم هستم اصلا گاهی مثل یه مرده هستم. یه دوره طولانی با همه جنگیدم. از طلاق برگشتم. تهمت که بهم زدن مامانم بابام باهام دعوا کردن. خواهرم دو رو پشتم صفخحه گذاشت. کلا یه چیزایی شد و چیزای دیگه هم. تو زندگی شخصیم. کلا خیلی چیزا شد.

میفهممت ولی من به خاطر شوهر بدم اینجوری شدمتو چرا؟البته من دارم تلاش میکنم دوباره خنده های از ته دلم ...

بماند که زایمان هم خیلی بعدش برام مشکلات به وجود اومد و عمل صفرام. کلا بدشانسی

بماند که زایمان هم خیلی بعدش برام مشکلات به وجود اومد و عمل صفرام. کلا بدشانسی

وقتی ی بچه سالم داری جسمت سالمه یعنی خوش شانسی ناشکری نکن

اين كاربري و توي روزاي سخت زندگيم ساختم، الان ك بعداز ٢ سال ازاد شد و دوباره ياد اون روزا افتادم فقط ي چيزي توي ذهنم اومد كه هيچ چيز ارزش ناراحتي و نداره من واااقعا حس و حال اون روزام و فراموش كردم و الان يه شدت خوشحالم كه دعاهام و خدا مستجاب نكرد، خدايا شكرت
اکثرا مردم اینطوری شدن بخاطر تورم قیمت جامعه مون جنگ مشکلات زندگی روزمره قسط بدهی و... خیلی چیزای دی ...

اره شاید درسته. مشکلات برای همه هست. میدونم خیلیا زخم خوردن.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792