2777
2789
عنوان

خیانت کرد بهم 🙂

743 بازدید | 94 پست

چند وقت بود که دختر فالو میکرد که تاپیک های قلبم هست که حتی سر این موضوع به من گفت خراب و بعدش گفت گوه خوردم که گفتم

امروز به زور از خانواده اجازه گرفتم رفتم بیرون بهش گفتم بیاد

تا رفت برام نوشابه بخره رفتم تو گوشیش دیدم با دختر خاله اش و دو تا دختر دیگه پیام داده

تنها چیزی که شک نکردم دختر خاله اش بود

بعد اومد و گوشیو گرفت و داد و بیداد که تو به من اعتماد نداری و چهل دقیقه داد میزد و من التماس میکردم گوشیتو بده

وقتی حالم بد شد گفت فقط با دختر خاله ام چت میکردم

گفتم من با دختر خاله ات کار ندارم

که خیلی یهویی چشمم افتاد به پیاماشون که از چتای ما بیشتر بود

به دختر خاله اش گفته بودجوجه

یه پست فرستاده بود گاو داره گرون میشه مراقب خودت باش دختر خاله بعد زیرش نوشته بود بیا بهم شیر بده

با دختر خاله اش بحثم شده گفته بود به ک....رم

بعد دختر خاله اش گفته بود کوچولوعه

اینم گفته بود بیا این کوچولو را نشونت بدم

دیگه نزاشت ببینم

اول گفت دو ساله بعد گفت یه ساله آخرشم گفت یه ماهه حرف میزدیم

بعدشم گفتم وقتی با تو دعوام میشد میرفتم تو اینستا

بهم پیام داده بود جواب میدادم

برای رل رفیقشم آتیش و قلب فرستاده بود بعدشم گفت رفیقم گفته

بهش گفتم پیاده ام کن

بقیشه ام الان میگم

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

بعد یک ساعت زنگمزد حرف زد کلی گفت گوه خوردم غلط کردم

بخدا نمیکنم من خیانت نکردم دوسش ندارم

از بچگی با این دختر خاله ام خیلی شوخی میکنم

بخاطر همینه و.....

گفتم من نمیخوام و فقط کات

اونم التماس کرد و با یه شاخه گل اومد

منم رفتم گفتم اومدم فقط برای بار آخر ببینمت

اینقدر گریه کردم تو بغلش و اونم گریه کرد

بعدش گفت توروخدا فقط همین یبار بهم فرصت بده

گفتم من خیلی چت با دختر دیدم ازت دیگه نمیشه

گفت توروخدا همین یبار ما ده روز دیگه خاستگاریمونه و....

بعد بابام زنگ زدم و اومدم خونه ولی قبلش گفتم رمز اینستاتو بده بهم نداد گفت میخوای بری پیامارا بخونی نمیخوام

هرچقدر گفتم گفت نه

اگر عزت نفس داری

اگر آدم با اصالتی هستی

هیچ وقت با این آدم حتی در حد یک سلام هم صحبت نکن و ادامه نده

چون ذره ای هم باهاش هم کلام بشی متاسفانه خیلی لول خودت رو میاری پایین

بسلامتی تبریک میگم خدا نجاتت داد حالا بشین گریه هم بکن واسه این عن

فقط 9 هفته و 3 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
برای همه آرزوی آرامش دارم  ....در قضاوت کردن احتیاط کنیدزمین به طرز عجیبی گرده تجربش میکنی خودت نه عزیزت دیدم که میگم .............من وفادارترین آدما رو دیدم که خیانت کردن.باهوش‌ترین آدما رو دیدم که فریب خوردن.صادق‌ترین آدما رو دیدم که دروغ گفتن. مهربون‌ترین آدما رو دیدم که دل شکستن. قوی‌ترین آدما رو دیدم که کم آوردن.بالغ‌ترین آدما رو دیدم که بچگانه رفتار کردن.و از همه‌ی این‌ها متوجه شدم هیچ بد و خوب مطلقی وجود نداره، همه ممکنه اشتباه کنن و هیچ چیز از هیچ کس بعید

وااای این دیگه خیلی کمبود داره و هوله

با دوس دختر رفیقشم آره

ولش کن

باور کن منم دوسپسر دارم همینطور که رو من حساسه خودشم درسته حتی با یه دختره که دوس دخترشم نبود همینطوری قبلا باهم حرف میزدن اونم قضیه داشت من هیچی نگفته بودم بهش گفته بود بهم دیگه زنگ نزن دوسدخترم بفهمه ناراحت میشه

خدایاشکرت

اشکال نداره عزیزم چه بهتر که الان فهمیدی و رابطت ادامه پیدا نکرده آدمه سمی ای بوده لطفا اگه کات کردی سعی کن هیچوقت برنگردی تو اون رابطه حتی اگه گفت درست شدم دیگه مثل قبل نیستم

قضیه این دختر خاله ها چیهههه چشونه این دختر خاله ها اکس منم عاشقققق دختر خالش بود پدر سگ

الهی بمیرم برات دختر خیلی سخته مخصوصا اینکه این چتارو خوندی و دیدی

حالتو میفهمم

پادکست رو فراموش نکن خیلی کمکت میکنه

خیلی زود محو میشه تو ذهنت، راحت نیست ولی درست میشه همه چی

آهنگ غمگین گوش نده

بلاکش کن


به یاد امیر حسین صفری، ابوالفضل سپاهی و علیرضا سپاهی. تویی که وقتی مردم سیستان بلوچستان آب نداشتن داشتی واسه کربلا و تشنگی حسین گریه میکردی، وقتی مردم جنوب تو گرمای ۵۰ درجه برق نداشتن به فکر جنوب لبنان و نیروهای نیابتی خودت بودی، وقتی نوزاد جنوبی از شدت گرما تو بی برقی جون خودشو از دست میداد به فکر کودکان غزه بودی، وقتی ۵۰۰ هزار تا بچه تو سیستان بلوچستان فقر شدید غذایی داشتن به فکر کودکان فلسطین بودی الان هم لازم نکرده برا جنوب اشک تمساح بریزی

بعد یک ساعت زنگمزد حرف زد کلی گفت گوه خوردم غلط کردم بخدا نمیکنم من خیانت نکردم دوسش ندارم از بچگی ب ...

تا یجایی اوکی بود رفتارت جز وقتی که رفتی برای اخرین بار ببینیش هنوز همسرش نیستی مجبور نیستی بمونی باهاش کلا هدامه دادن باهاش ریسکه من بودم این ریسک رو نمیکردم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792