پیش خونه پدر شوهرم زندگی میکنم
ناهار جاریم میاد خونمون با بچههاش
بعدش به ننم منم قول دادم خودم بیام ببرمش حموم آخه ننم نمیتونه حدوده بیست سال پیش تو حادثهای کمرش آسیب میبینه پیش بابام زندگی میکنه بابام تک فرزنده البته پنج تا عمه هم دارم تو مجردی خودم کاراشو صفر تا صد انجام میدادم
بعدش آجیم گفت دلم هوس سوپاتو کرده بارداره میخوام خونه بابام وسیله ببرم واسش درست کنم شب همون بریم خونشون
ولی شب به همسرم قول دادم زود بریم خونه
با هم فیلم ببینیم😍