صمیمیت یعنی بتوانی خودت باشی؛
اما مشکل اینجاست که بیشتر آدمها خودِ واقعیِ تو را تاب نمیآورند.
تا وقتی جذابی، شنیده میشوی.
تا وقتی مفیدی، خواسته میشوی.
تا وقتی لبخند میزنی، دوستداشتنی به نظر میرسی.
اما کافیست پیچیدگیات را نشان بدهی؛
خستگیات را، تاریکیات را، تردیدت را.
آنوقت معلوم میشود چند نفر واقعاً آمده بودند برای خودِ تو.
یونگ میفهمید که انسان فقط با چهرهی روشنش ساخته نشده؛
هرکس سایهای دارد، و عشقِ بیظرفیت، فقط تا آستانهی این سایه دوام میآورد.
کسی که فقط نورِ تو را میخواهد،
در حقیقت تو را نمیخواهد؛
یک دکورِ آرامشبخش میخواهد...