بچه من با دختره عمو بزرگم خیلی صمیمیم و دختر خوبیه
ی زنعمو کوچیک هم دارم که زنعمو کوچیکه اس فقط درحال حرف ببررحرف بیاری هست
امشب این دختر عموم رفته بود خونه زنعموم اینا زنعموم پشت سر من گفته بود زهرا دیگه جواب نمیده و سرد شده با من
دختر عمومم گفته بود حتما درگیر زندگیه من ازین حرف یکم ناراحت شدم اینجوری که دختر عموم گفته اون حالا فکر میکنه که آره من خیلی مشکل تو زندگیم دارم
من خودم عمدا با زنعموم قهر کردم چون خیلی آدم پست و اشغالیه و دختر عموم هم میدونست به چه دلیل کات کردم با زنعموم
شما جای من بودید چه فکری میکردید؟ شاید من فکرم اشتباهه