2777
2789
عنوان

مردِ خسته

86 بازدید | 0 پست

مردِ خسته

من آن مردم که از دنیا، فقط زخم و جفا دیدم
به هر دستی که دل بستم، همان دست رها دیدم

شدم هم صحبتِ باران، شدم هم دردِ شبهایش
میان خنده ی مردم، فقط بغض و عزا دیدم

وفا را جست وجو کردم، ولی در کوچههای عشق
به جای عطرِ لبخندت، غبارِ بی وفا دیدم

نه از طوفان هراسم بود، نه از سرمای تنهایی
ولی از آشنایانی که خنجر زد، بلا دیدم

اگر امروز خاموشم، خیالِ بی حسی نکن
هزاران بار در این راه، شکستم... تا صدا دیدم

دگر چیزی نمیخواهم، نه عشق و نه تمنایی
من از آیینه آموختم، خودم را بی کسی دیدم

(کاربر آقا) متعهد 🤍A🤍

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز