خیلی حس بدیه آدم کسیو نداشته باشه حرفاشو باهاش بزنه خالی بشه امروز ازون روزایی بود که دلم میخواست یکیو بغل میکردم و زار زار گریه میکردم
میخام بدونم حق دارم ناراحت بشم یا نه؟
من اومده بودم یه وسیله ای از خونه مادر بزرگم بگیرم
داشتم با خالم حال و احوال میکردم دیدم داره با اون یکی خالم صحبت میکنه
بعد گفتم چی میگید انقد طولانی به شوخی
گف آره داریم میگیم مامانت چقد پرروعه میخاد پاشه با ما بیاد مشهد....
یه خونه هست تو مشهد برای زیارت به شدت کوچیکه همیشه میرن اونجا چند وقت پیش قرار بود همه بریم اما منو مامانم نتونستیم ینی بابام نذاشت، خودشو خواهر و برادرم رفتن من و مامانم خونه تنها بودیم
خلاصه اینا وسیله با خودشون اون سری برده بودن فک میکردن ما میریم نرفتیم ناراحت شدن
الآنم میگف دیگه نمیتونیم وسیله بیاریم و اینا وقت کرایه برا وسیله دادیم آخرم شما نیومدید
بعد خالم یه تبلت داره بزرگ ازش قرض گرفتم کنکور ارشد دارم کلاس هام نزدیک 50میلیون اون توعه
بعد اون یکی خالم میگه تبلتت هم ببر مشهد اینم میگه دست ریحانه س و اینا در صورتی که اصلا دلم نمیخاست کسی بدونه بابام قراره ارشد قبول شدم لپتاپ بگیره الان شرایطش رو نداشت منم ازش قرض گرفتم ولی در حالت کلی کاری با تبلتش نمیکرد یه گوشه خاک میخورد
خلاصه من خیلی بهم برخورد زنگ زدم مامانم گفتم ببین همش تقصیر توعه چ دلیلی داره پاشیم باهاشون بریم مسافرت اذیت بشن یا راست میگه من نباید تبلتش رو حتی قرضی میگرفتم
آقا مامان منم ناراحت میشه میگه اینکه من بیام با پدر و مادرم باشم به کسی مربوط نیست و میزنه به خالم جرش میده ازون طرف هم خالم منو جر میده که آره کسی که به ما نریده بود کلاغ ... دریده بود برو تبلتمو بیار پس بده منم بردم بهش دادم کلی کلاس توش دارم تا ابان
دلم خیلی شکسته خیلی
بگم که خالم مجرده با مامان بزرگ و بابا بزرگم زندگی میکنه
بابا بزرگمم کلی داد زد سرش و اینا مامان بزرگمم همینجور ولی خب و فایده حرفشو زد و من خیلی حس میکنم بهم توهین شده😭💔
ک بخاطر یه تبلت چوسکی اینجوری باید خار بشم
مامان بزرگم تبلت رو ازش گرف ولی من چندشم میشه بهش دست بزنم راضی نیست حتما.....
چیکار کنم
اون کسی که کلاسارو ازش خریدم قبول نمیکنه لایسنس هامو برام جابجا کنه تو گوشیم