منو نامزدم عقدیم دولت خودش جدامون کرد
مام یک ماه خانواده همسرم میگیرن
یک ماه خانواده ما
اینو بگم شوهرم تا حالا منو شمال برده
نه مشهد رفتیم
نه هر هفته رستوران رفتیم
تا نامزد کزدیم خونه خرید زیر قسط بود
منم همسرم خونه خریدیم دستش خالیه گفتم این ماه ک نوبت خانواده شوهرمه منو شوهرم خوراکی بخریم بزیم بیرون
یا جوجه ای چیزی
شوهرمم گفت باش ب مامانم میگم بد گفت مامانم میگه نه این ماه ک خودتون بزذاشتین ماه بعدم نوبت ماست
من خیلی ناراحت شدم گفتم مامان من همچین حرفی بزنه میگم دو ملیون چیزی نیست گشنه دو تومن نیستیم ک این سری نوبت ماست اینکار کنیم
من خیلی بهم برخورد چون خودم اینجوری نیستم
ب شوهرم گفتم بدتر طلبکار شد ک این چه حرفیه
چیکارکنم