۳ ساله تو عقدم و بلاتکلیف شوهرم ورشکسته و افسزده ش
مادرش اذیت میکنه مادر خودم زخم ربون میزنه خواهرم وسایلم رو برمیداره گم و گور میکنه
شوهرم نمیتومه خونه بگیره عروسی تو سرم بخوره پدرم پشت سرم به مادرم غر میزنه دخترمون نقل زبون مردم شده عقد مونده
ماشبنم خراب شده چندمیلیون هزینه ش
شوهر دیروز نصادف کرده نصف کاپوتش جمع شده بیمه م ۵۰ درصدش میده
جهزیه م پخش و پلای خونه مردمه مادرم از انباری خونه ش ربخت بیرون
نمیدونم دیگه بابت چی غصه بخورم دلم میخاد بخوابم بیدار نشم