دلنوشته | پس چرا...؟
اگر قرار بود نمانی،
پس چرا هر روز از ماندن میگفتی؟
چرا هر بار میگفتی:
«دوستت دارم...»
«تا ابد کنارتم...»
«هیچوقت تنهات نمیذارم...»
اگر همهی آن حرفها دروغ بود،
چرا باورم دادی؟
چرا امید کاشتی،
وقتی قرار نبود حتی تا آخر راه بمانی؟
نامردی فقط رفتن نیست...
نامردی این است که با قولهای قشنگ،
دلِ کسی را به خودت گره بزنی
و بعد،
بیهیچ توضیحی،
رهایش کنی.
امروز دیگر از رفتنت ناراحت نیستم...
از این ناراحتم که
تمامِ آن «همیشه»ها،
فقط چند جملهی قشنگ بودند،
نه یک حقیقت.