سلام. من دهه شصتیم وتاحالا ازدواج نکردم. خودم شاغلم ودستم توی جیبمه.خیلی ساله اصلا تو مود تاهل نیستم و ازرندگیم راضی ام. اخیرا یه اقای مجرد ۵۲ساله ک اونم سابقه ازدواج نداره توی مسیر زندگیم قرار گرفته وبهم پیشنهاد ازدواج داده .هم تحصبلکرده هست هم ثبات مالی و شخصیتی داره. ظاهرشم خیلی خوب و ب روز و ورزیده نگه داشته. برخورداشم خیلی جوون پسند و به روزه.
ولی همش توصحبتاش میگه من حوصله رفت وامد ندارم.جز خونه مادرم دراینده باکسی مراوده نکنیم' میگه من نه دل ودماغ دارم نه کشش برای مراوده با مردم. عوضش سفر های خوب میریم .'ازطرفی شغلش طوریه ک دورکاره وهمیشه ازخونه یکسری شرکتها رو پشتیبانی میکنه .یعنی اگه ازدواج کنم تقریبا کل شبانه روز تو خونه ور دل همیم. بچه هم نمیخواییم.
ب نظرتون این ازدواج عقلانیه یا چه ایرادایی داره؟؟ با حدود ۱۰سال اختلاف میشه به این زندگی امیدی داشت؟؟