2777
2789
عنوان

خیانت 😔😔

| مشاهده متن کامل بحث + 608 بازدید | 37 پست

یه ماه پیش. که خواب بود صبح بوسش کردم خواستم برم براش نون تازه بگیرم. جمعه بود. صبحونه بخوریم رفتم نون خریدم اومدم دیدم خوابیده دلم نیومد بیدارش کنم گفتم خسته اس

همین جوری گوشی شو برداشتم عکس هامون رو نگاه کردم

نمیدونم چی شد رفتم تو پیام هاش

بقران شانسی. رفتم تو پیام های پاک شده دیدم یه شماره ناشناس هست پیام هارو باز یابی کردم. دنیا رو سرم خراب شد

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

انقد بهش پیام های عاشقانه داده بود

همه پیام هارو خوندم. بدنم بی حس شد

انگار بدنم یخ شده بود

رفتم یه لگد بهش زدم از خواب پرید انقد ترسیده بود که التماس میکرد ن اشتباه میکنی

دادم میزدم. تو سر خودم میزدم

فقط بهش میگفتم چرا این کار کردی

پا به پاش کار کرده ام خونه مون رو بزرگ کردیم یه ماشین خوب خریدیم

اصلا باورش برام سخت بود. یعنی مگه میشه آخه

دارم دیونه میشم

همون لحظه زنگ زدم به زن گفتم گفت نخیر شما اشتباه میکنی

شوهرت مزاحم من شده

وقتی فوشش دادم

گوشی رو قطع کردم همون موقع شوهر زنه یعنی پسر عموم زنگ زد. هنوز هنوز. تو شوکم که یه مرد چقدر میتونه بی غیرت باشه.

که ن مقصر شوهر تویه

زنم پاک من همه چیو میدونم منم همه پیام هارو فرستادم بهش زدم همه چیو شکوندم. لباس هارو جمع کردم برم که شوهرم رفت چاقو برداشت گفت بری خودمو میکشم کلا دستاشو برید خون میمومد به پام افتاد قرآن آورد. گفت غلط کردم

گوه خوردم توروقران ببخش ولی من. ...

بیچاره بچه هام که شاهد دعوامون بودن خیلی ترسیده بودن از یه طرف هم پسر عموی بی غیرتم زنگ میزد. نزار زنت بره بره ابرومون میره

ولی من رفتم.

وقتی مادرم حال روز منو فهمید ولی من گفتم چیزی نشده شوهرم هر روز پیام زنگ میزد که ببخشید جبران میکنم همش قسم میداد برگرد

بچه هام هم از یه طرف نمیتونستمن به کسی بگن ریخته بودن تو خودشون خیلی اذیت می شدن دخترم ۷ سالشه. پسرم ۹

منم برگشتم ولی اصلا. نمیتونم ببخشمش

نشده یه ساعت یادم بره. تو یک ماه ۵ کیلو لاغر شدم

میام سر سفره حالت تهوع میگیرم

کاش هیچ وقت گوشی شو نکاه نمیکردم کاش

بخدا اگه دروغ بگم. انقد کن ازش سرترم که همه پیش شوهرم هم میگن انکار دخترته. سفید بور چش رنگی 😅


من هیچ وقت ن قیافشه به روش آوردم ن بی مسولیتی شو

گفتم عیب ندارع درست میشه

کاش از اولش میدونتستم این چ جوری آدمیه

فقط گول ظاهر شو خوردم که فکر میکردم مرد پاکیه ولی برعکس بقران شده بود. پیش خودم از زن مردم میگفت

مثلاً خواب دیدم با فلانی. رابطه .......

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792